تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
43گذشته، مرحوم آقا در همان زمان سابق در قبل از انقلاب، زمان شاه كه در مسجد صحبت میكردند و منبر میرفتند، این منبرهایشان را یادداشت میكردند و مخصوصاً معادشناسی و امامشناسیشان را، معادشناسی یك ماه رمضان طول كشید. یادم است؛ ولی امام شناسی بیشتر شد. اینها را ایشان یادداشت میكردند و در مورد معادشناسی من یادم است كه آن روضهای را كه بعد از هر منبری بعد از صحبتهایشان این روضه را ایشان میخواندند، آن روضه را هم به شكل مجمل در انتهایش مینوشتند. الآن در همین كتابهایی كه در اختیار رفقا است این مسأله را میبینند.
یك روز هنوز این مطالب چاپ نشده بود، عرض كردم زمان، زمان گذشته بود و این مطالب ایشان در زمان انقلاب، اینها بعد كمكم تنظیم شد.
یك وقت مرحوم آیتاللَه مطهری (ره) كه در منزل ما بودند، چون هفتهای یك مرتبه ایشان میآمدند در منزل ما و ارتباط داشتند، ارتباط وثیقی بین ایشان و مرحوم والد بود و گاهی هم ما میرفتیم مینشستیم، چایی میبردیم و چند دقیقهای مینشستیم و میرفتیم. دیدم ایشان معادشناسی را آوردند و دارند به آقای مطهری نشان میدهند و ایشان نگاه میكنند. آقای مطهری همین كه داشتند نگاه میكردند خیلی مبتهج و اینها بودند. بعد یك مرتبه من دیدم ایشان گفتند: آقا این مطالب را مناسب نیست كه شما اینها، روضههایی كه در اینجا دارید، روضههایش را حذف كنیم و مطالب سلسلهوار و یكنواخت باشد تا صورت كتابی خودش را حفظ كند؟!
ایشان گفتند: نخیر آقا تمام آن صحبتی كه شما میبینید، آن نمكش همین روضهای است كه این خواننده زمانی كه به این روضه میرسد. تأثیر این مطالب در وقتی است كه این خواننده به این ذكر مصیبت سیدالشهداء برسد و از آن اتصال با این كلمات به آن نفس مطهر بیاید و این مطالب را در خود ثبت كند و جذب كند و نگه دارد. ایشان گفتند: بله بله و قبول كردند، ولی من خیال میكنم ایشان باز مسأله درنیافتند. خلاصه مسأله آنطوری كه موردنظر ایشان بود، و این حقیقتی است. حالا پذیرفتند. وشاید هم اشتباه از من است كه تصور كردم به این نحوه بوده، ولی آن جنبهای كه در اینجا مورد نظر اولیاء الهی است، این قضیه است كه مسأله همهاش اتصال به آن خاندان است.

