تقنین احكام در ادیان الهى بر اساس توحید
45پیش دیدیم، این مرحوم آیت اللَه بهجت رحمة اللَه علیه كه ما با ایشان خیلی مرتبط بودیم و ایشان هر وقت مشهد مشرف میشدند به دیدن مرحوم آقا میآمدند، و ما گاهگاهی كه در مجالس آنها بودیم خیلی بهره میبردیم از این ارتباطات. در این وضعیت همه مشاهده كردند این استقبال مردم و این حال و هوایی كه بود همه برای اتصال ایشان به مرحوم قاضی بود. بله، بقیه مردم هم از دنیا میروند، ولی اینطوری نمیشود. اینكه در این مسأله بود، حال و هوایی داشت، صحبتهایی كه میشود در دور و بر یك همچنین شخصیتی، همهاش مربوط میشود به مرحوم قاضی. آن اصل ایشان است. آن حال و هوای مرحوم قاضی بوده كه در یك همچنین شخصیتی اینطور متبلور شده و مردم را اینطور به سمت خود كشانده. این كفایت نمیكند؟! برای انتباه این مسأله كفایت نمیكند؟! باید چشممان را باز كنیم و بدانیم كه خلاصه ما مجاز را با حقیقت اشتباه نگیریم، و اصل را با فرع عوض نكنیم، و بدانیم كه به قول معروف:
این همه آوازهها از شه بود *** گرچه از حلقوم عبداللَه بود1 از آنجا این حركت و این نفحات آمده و مشخص بود. خود ما هم در تشییع ایشان كه شركت كردیم، مشاهده كردیم كه آنقدر این جمعیت واقعاً زیاد است و ازحال و هوای مردم پیداست كه این تشییعشان با تشییعهای دیگر فرق میكند. یعنی اصلًا از حال و هوا پیدا بود كه این در یك فضای دیگری قرار دارند، و واقعاً مشتاقانه، بعضی اوقات آدم احساس میكند مشیعین به زور دنبال جنازه هی میگویند: خدایا كی این را دفنش میكنند راحت شویم. از این گرما و كی میشود از این ابتلا، راحت شویم، كی میشود خاكش كنند و مجلسش هم بعد برویم به خاطر التیام بازماندگان.
ولی در بعضی از تشییعها آدم میبیند آدم مشتاق است خود مشیع مشتاق است، خودش پیگیری میكند، میایستد، سرما را تحمل میكند آفتاب را تحمل میكند، اینها را تحمل میكند. اینها همه مال آن حال و هواست. آن حال و هوایی كه از آنجا آمده و یك نفحهاش هم این مرحوم را گرفته، و یك نفسش را هم این مرحوم را گرفته آنها به دنبال آن مسأله آنجا حركت میكنند. اینها را كه آدم نمیتواند این مسائل را نادیده بگیرد.
- -
مطلق آن آواز خود از شه بود||گرچه از حلقوم عبدالله بود
مثنوى معنوى دفتر اول
- -

