دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن
11کلام ابن سینا دربیان طریق و دیدگاه عارف
بوعلیسینا در إشارات میفرماید:
العارِفُ هَشٌ بَشٌ بَسّامٌ یُبَجِّل الصغیرَ کما یُبَجِّل الکَبیرَ و ینبسطُ مِن الخامِلِ کما ینبسطُ مِن النَبیه.1
(میگوید:) «عارف همیشه چهرهاش باز است و همیشه متبسّم است، و افراد کوچک از او تکریم و تعظیم میشوند همینطوری که بزرگها از او تعظیم و تکریم میشوند.»
یعنی همینطوری که او به بزرگها احترام میگذارد، به کوچکها احترام میگذارد؛ و اگر یک آدم کودن یا خامل (: یعنی کمفکر) بیاید پیش او، آنطور روحش گشاده و باز میشود مانند یک آدم زیرک و باهوش میآید پیش او؛ فرق نمیکند!
بعد عباراتی دارد، میرسد به اینجا که:
کیف لا یَهُشُّ و هو فَرحانٌ بالحَقّ.2
«چگونه این طور نباشد، چگونه این حال پذیرش و انعطاف در او نباشد، چگونه طریق الوصل نباشد درحالیکه او همیشه خوشحال است به خدا و متحقّق است به حق!»
و کیف لا یُسوّی و الجَمیعُ عندَه سَواسِیَه.
«چگونه بین موجودات فرق بگذارد و به آنها به یک نظر نگاه نکند درحالتیکه جمیع موجودات را مخلوق خدا میبیند و همه را مساوی؟!»
این مال آن شخصی است که صراط مستقیمش را طی کرده و از حیص و بیص این عالم عبور کرده و در این گیر و دار که مقصدش او بوده، از صراط و از راه رفته تا برسد.
حرکت کردن عالم وجود بر اساس عشق
عمدۀ مطلب از راه رفتن است و الاّ تمام موجودات دارند دنبال او میگردند؛ هر کاسبی که صبح از خواب بلند میشود میرود دکّانش، میخواهد نصرانی باشد میخواهد یهودی باشد، میخواهد مادّی باشد میخواهد مشرک باشد، اصلاً این دنبال خدا دارد میگردد. صبح دنبال خدا دارد میگردد، مشتری میآید دنبال خدا میگردد، مشغول کار است دنبال خدا میگردد، ظهر که نهار میخورد گرسنهاش است دنبال خداست، میخوابد دنبال خداست، شب میآید خانه دنبال خداست؛ تمام روزهای او سپری میشود براین [اساس]!
هر موجودی از موجودات، هر حیوانی اینطور است؛ اصلاً عالم وجود بر این اساس دارد میگردد! حرکت کرههای آسمانی بر اساس عشق است که تمام موجودات به واسطۀ همین شوق و عشق به حرکت افتادند!
- الإشارات و التنبیهات، ص ١٤٧:
«العارِفُ هَشٌّ بَشٌ بَسّامٌ، یُبَجِّلُ الصّغیرَ مِن تَواضُعِه کما یُبَجِّلُ الکَبیرَ و یَنبَسِطُ مِن الخامِلِ مِثلَ ما یَنبَسِطُ مِن النَّبیه، و کیفَ لا یَهُشُّ و هو فرحان بالحَقّ و بِکُلّ شَیءٍ فإنّه یَرَیٰ فیه الحقَّ، و کیفَ لا یَستَوی و الجمیعُ عندَه سَواسِیَةُ أهلِ الرَّحمَة قَد شُغِلوا بالباطل؟!» - همان.
- الإشارات و التنبیهات، ص ١٤٧:

