دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن
12«و أنتَ مَوضِعُ أمَلی؛ خدایا، تویی پایگاه آرزوی من!»
آتش هجران به مراتب سوزانندهتر از آتش خارجی!
من آمدهام به این گرفتاریها مبتلا شدم برای تو، برای رضای تو، برای خاطر تو، برای رجوع به تو! و الاّ من هیچوقت از آن عالم پایین نمیآمدم؛ آن عالمی که همیشه زیر درختان سبز ﴿جَنَّـٰتٖ تَجۡرِي مِن تَحۡتِهَا ٱلۡأَنۡهَٰرُ﴾،1 البتّه بهشتِ مثالی که در آنجا گرمی و سرما و گرسنگی و برهنگی نبود؛ ما نمیآمدیم خودمان را به این گرفتاریها مبتلا کنیم! حالا که اینطور شد، تو ما را به آتش فراقت مسوزان و از رحمتت دور نکن و از مقام قرب خودت مهجور نکن! هر درجۀ از هجرانی ملازم است با یک جهنّمی! و آن جهنمّیکه در دل شعله میزند، از این جهنّمیکه در خارج است بیشتر سوزندگی دارد ها!
مادری که بچّهاش مریض است و دارد میمیرد یا بچّهاش مرده، این در دلش یک شعلۀ حرارت است که او را به هرجا ببرند و به هر منظرهای ببرند، آن آتش همینطور دارد زبانه میکشد؛ بهترین غذا را برایش بیاورند، بهترین لباس را بیاورند، بهترین تفریح گاهها او را ببرند، بهترین مسافرتها ببرند، آن آتش هست! اینقدر آن آتش سوزان است که این مادر بعضی اوقات در این آتش ظاهری میرود میسوزد و نمیفهمد، اصلاً دستش میسوزد، لباسش میسوزد، بدنش میسوزد و آن آتش اینقدر گرم است که این آتش در مقابل او نمود ندارد و درک این آتش را نمیکند!
عیناً مانند یک چراغی که در این مسجد روشن است؛ لامپ هزار روشن است و شما یک شمع دو ولت هم روشن میکنید، آیا این در مقابل آن نور میدهد؟! آن آتشی که در سینه و در قلب این مادر است اینقدر گدازنده و اینقدر سوزاننده است که این آتش خارجی در مقابل آن نمود ندارد؛ آن آتش است! آنوقت آن آتش در هر عالمی یک مظهری دارد دیگر، خود این آتش هم یکی از مظاهر جهنّم است و الاّ اصل جهنّم مال مُبعَدین است؛ مال آن کسانی که دورند، در عالم قرب که جهنّم نیست، آنجا بهشت است! پس هرچه درجۀ قرب بیشتر باشد، بهشت در آنجا قویتر است و هرچه درجۀ بُعد بیشتر باشد، جهنّم در آنجا قویتر است! و به اختلاف درجات بُعد، درکات جهنّم و به اختلاف درجات قُرب، درجات بهشت است.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٥؛ سوره آل عمران (٣) آیه ١٥ و ١٣٦ و ١٩٥ و ١٩٨.

