دیدگاه عارف به نظام هستی و مظاهر آن
17خدایا، تو هم عادلی و هم عَفُوّ، هم دارای غضب هستی و هم دارای رحمت، هم جلال داری و هم جمال داری، ولیکن ما فهمیدیم که جمالت بر جلالت غلبه میکند؛ یعنی جمالت، با آن لبخندی که میزنی، میکِشی و میبری! دیگر در آن مقام، جلالتْ ندای دور باش نمیزند، آن را دفع کرده؛ و با ما به عفوت رفتار کن! «اللَهمّ لا تُؤاخِذنا بِعَدلِک!»
إلهٰی إن عَفَوتَ فَمَن أولی مِنکَ بِالعَفو، وَ إن عَذَّبتَ فَمَن أعدَلُ مِنکَ فی الحُکم.
«خدایا، اگر تو عفو کنی از تو بهتر کیست که عفو کند؟! اگر عذاب بدهی و شکنجه کنی، چه کسی در مقام حکمْ کارش از تو استوارتر و راستینتر است؟!»
عدلت هم بر اساس استواریِ کار است!
«اِرحَم فی هَذه الدُّنیا غُربَتی وَ عِندَ المَوتِ کُربَتی!».
دشمنیِ تمام موجودات عالَم با انسان
در این دنیا من غریبم، تک و تنهایم؛ این موجوداتی که در این عالم دنیا هستند و همه اُنس میگیرند، اینها همه دشمنانند، برای مصالحی آمدند با انسان عقد اخوّت خواندند. تمام موجوداتی که انسان با آنها رابطه دارد، یک عقدی خواندند؛ تمام اموال با انسان یک عقدی خواندند، در و دیوار یک عقدی خواندند، حیوانات یک عقدی خواندند، انسانها یک عقدی خواندند، إلیماشاءاللَه به تعداد این تعلّقات، عقودی بنا شده است! و تمام این عقود برای این است که سر انسان را ببرند و از انسان استفاده کنند، مثل شتر قربانی؛ وقتی که اُنسشان قطع بشود، انسان را با یک قلاّب سنگ پرت میکنند به آن جایی که دیگر عرب نی میاندازد! این یک واقعیّتی است، حالا میخواهید شما امتحان کنید.
پس در واقع من غریبم، آن هم آن کسی که از عالم ملکوت آمده و آن رشته را نمیخواهد از دست بدهد و میخواهد بر علیه هستیِ خودش قیام کند و او را در هستیِ حق مندک کند! و تمام موجوداتی که در این عالَم دارای هستی هستند، انسان را به هستیِ خود دعوت میکنند، به ربوبیّتِ خود دعوت میکنند.

