تاثیر اعمال و رفتار در صورت برزخى و جنبه ملكوتى نفس
33خود أمیرالمؤمنین بود چه؟
تمام این مسائلی كه در جنگ صفین اتفاق افتاد زیر سر عمروعاص بود. معاویه دست به دامن عمروعاص میشد. بالاخره همین عمروعاص نجاتش داد از این جریان و مسئله و تنگنایی كه در آن قرار گرفته بود و مالك اشتر برایش به وجود آورده بود، دستور داد كه قرآنها را بر سر نیزه كنند. حالا أمیرالمؤمنین قبل از اینكه به اینجا برسد رسیده به عمروعاص و با یك ضربت شمشیر تمام كند و دیگر شام جزو مملكت اسلام درآید. حكومت اسلام در شام برقرار شود. اگر عمروعاص میرفت، تمام بود قضیه، چون نقشه كش این اوضاع، اتاق فرماندهی، همه زیر سر جناب عمروعاص بود دیگر، كه از آنجا این برنامهها طراحی میشد. وقتی كه أمیرالمؤمنین رسید بالای سرش و دید چارهای نیست، آن عمل خلاف را انجام داد و أمیرالمؤمنین سرش را برگرداند و تمام این قضایا یك مرتبه ١٨٠ درجه برگشت. یعنی این جنگ و این اردوكشی و این زحمات و ... داشت به نتیجه میرسید، كه در عرض ده ثانیه برگشت سر جای اول، نقطه شروع، برگشت سر جای اولش و تمام شد. این كار أمیرالمؤمنین یعنی چه؟ واقعا یعنی چه؟
خدمت رفقا عرض كردم سه ساعت من داشتم در این قضیه فكر میكردم و فكرم به جایی نرسید. و ول كردم و سر رشته تفكر خودم را رها كردم كه این چه مسئلهای در اینجا است؟! و این چه عظمتی است كه ما از درك آن عظمت ناتوانیم؟! چقدر باید كریم باشد یك نفر؟ چقدر بزرگوار باشد كه آن بزرگواریش عقل ما و ادراك ما را خرد میكند و نمیگذارد این عقل به آن جا برسد؟! یعنی خرد میشویم و نمیتوانیم بفهمیم این بزرگواری یعنی چه؟! این حیا یعنی چه؟! این حیا یعنی چه؟! آن احساس یعنی چه؟! آن احساسی كه در آن موقع ....، بگویم؟! سرّی را برایتان فاش بكنم؟! برایتان آنچه را كه باعث شد فكرم به جایی نرسید را بگویم؟!، نهایت به اینجا رسیدم و ول كردم بالاتر از این است من به این جا رسیدم: أمیرالمؤمنین وقتی دید این كار را كرده یعنی میگوید: من زندگیام را از تو میخواهم ای علی! با این كارم زندگیام را میخواهم! این احساس أمیرالمؤمنین نسبت به او احساس پدرانهای بود كه زندگی را به او برگرداند! نه اینكه احساس كند طرف مردی است كه دشمن است و دارد این كار را میكند، پس بزند و تكه تكه بكند .... اگر ما بودیم این كار را میكردیم: هم دشمن خدا هستی و هم داری كار خلاف میكنی! تازه جریمهات بیشتر میشود و عقابت هم بیشتر است! ولی این احساسی كه برای أمیرالمؤمنین در اینجا پیدا شد و عجز او را مشاهده كرد، یعنی گر چه دشمن اوست، ولی عجز او را مشاهده كرد، این احساس عطوفت نسبت به او دست نگه داشت! و این قضیه قضیهای است، كه ما نمیفهمیم! نمیشود به این زودی به این مطلب رسید! نمیشود به این مسائل رسید! نمیشود به این زودی این مطالب را درك كرد!

