اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تاثیر اعمال و رفتار در صورت برزخى و جنبه ملكوتى نفس

0
عنوان بصری
عنوان بصری
ریاضت نفس

کیفیت تاثیر اعمال و رفتار انسانها در صورت برزخی و ملکوتی نفس آنها. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 کیفیت تاثیر اعمال و رفتار انسانها در صورت برزخی و جنبه ملکوتی نفس 2 عین حقایق خارجی با تمام آثار و خصوصیات خود بدون لحاظ جنبه نورانیت و ظلمانیت در عالم مثال اسفل تحقق دارد 3 از جمله دستوراتی که مرحوم علامه طهرانی و بزرگان بسیار به آن سفارش می کردند انجام غسل جمعه می باشد 4 هر فردی که مرام و موقعیت و اساس حرکت خود را بر طبق مبانی سلوک الی اللَه و عرفان الهی قرار دهد،در گذر زمان و تغییر جریانات و اختلاف سلیقه ها دچار تزلزل و سر گردانی نخواهد شد 5 توضیحی پیرامون عالم ملکوت و مثال أعلی 6 یک عمل و أمر واحد از جهت انتسابش به افراد مختلف می تواند هم دارای جنبه نورانیت و هم دارای جنبه ظلمانیت شود. 7 تفسیر آیه إن الذین یاکلون أموال الیتامی إنما یاکلون فی بطونهم نارا 8 من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و ... 9 عقل انسان در صورت پیروی از اهواء و آراء نفسانیه تبدیل به عقل شیطانی خواهد شد. 10 ذکر برخی از خصوصیات ماه مبارک رمضان و دستوراتی که اولیاء الهی در این ماه به شاگردان خود می دادند.

تاثیر اعمال و رفتار در صورت برزخى و جنبه ملكوتى نفس

5
  • غسل جمعه كه پیغمبر فرمود مستحب است و مستحب بسیار موكد است، حتی بعضی از فقها تقریبا فتوای احتیاط به وجوب و اینها حتی كردند نسبت به او؛ با غسل جمعه می‌شود نماز خواند و احتیاج به وضوگرفتن نیست. و البته با همه اقسام غسل مستحبی می‌شود نماز خواند. هر غسلی كه صحت انتساب آن به معصوم علیه‌السّلام ثابت شده باشد، با آن غسل می‌شود نماز خواند بدون اینكه لازم باشد وضو بگیریم. البته غیر از بعضی از اقسامی كه آنها چند غسل هستند كه غسل مس میت یا غسل مربوط به خانمها كه مسئله‌اش فرق دارد. منظور سایر اغسال مستحبه است.

  • این پیغمبر كه آمد و غسل جمعه را واجب كرد در هوای زمستان یا در گرمای تابستان یا در باد پاییز یا در باران ... در تمام احوال غسل روز جمعه در شرع نسبت به آن تأكید شده و متشرع شده این غسل و باید این را انجام داد. و این بنده خدا به جای پرداختن به این، دارد توی خیابان به درخت و سبزه و چمن و علف نگاه می‌كند. به علف دارد نگاه می‌كند، به آن هوا دارد نگاه می‌كند، و آن موقعیت برای او بر فرمایش كلام رسول خدا ترجیح دارد. آن تفكر و آن تمایل و آن میل و آن جاذبه برای او در مقابل مبانی و عمل به دستورات برای او جاذبه و جلوه‌گری دارد. لذا شما می‌بینید مطالب را كنار می‌گذارد و می‌رود به آن طرف. شخصی كه با یك همچنین حال و هوایی هست، آیا آن می‌تواند نفس خود را در موقعیتی قرار بدهد و چنان مهمیزی بر نفس‌خود بزند و چنان لجامی بر دهن تمایلات نفس خود بگذارد كه او را در مواردی كه موجب انحراف است و موجب اعوجاج است، نگه دارد و از این طرف و آن طرف حفظ كند؟ این طبعا نمی‌تواند.

  • لذا مشاهده می‌شود اینها افرادی هستند كه می‌آیند یك چرخی می‌زنند، تا یك موقعیت مناسبی برای همان اتجاه نفس پیدا شود، می‌بینید از این مسئله فاصله گرفته است. بعد كه چند سالی گذشت و آبها از آسیاب افتاد و كوس رسوایی بر بام افلاك نواخته شد، تازه دوباره یاد مسائل گذشته و دنبال راه گذشته می‌كنند و دوباره سر و كله‌شان پیدا می‌شود. دوباره سلام علیكم‌ها شروع می‌شود. دوباره صبحكم اللَه بالخیر شروع می‌شود. دوباره خدمت حضرت آقا ارادت داریم شروع می‌شود. این چند سال ارادات كجا بود كه تشریف نداشتید؟! آن تشریف نداشتن و آن نبودن جهت داشت، علت داشت، دلیل داشت. دلیل، همان جاذبه‌هایی بود كه نفس بدنبال آن جاذبه‌ها و به دنبال آن خط و مشی حركت می‌كند، وقتی كه آنها به واسطه زمان و به واسطه تقدیر مقدِّر و تدبیر مدبِّر عالم جای خود را به حادثه دیگری داد، آن وقت دیگر حالا دوباره پیدامان می‌شود، دوباره برگردیم. باز یك دو سه سالی، یك چرخی، یك مرتبه یك صدای دیگری از یك جا درآمد، می‌بینیم دوباره همان قضیه و همان آش و كاسه دوباره پیدا شد، و آن شخص به آن سمت حركت می‌كند. اینها افرادی هستند كه عمر نوح كه سهل است، یك میلیون سال حتی عمر كنند، همان جایی كه بودند هستند. یك سانت از جای خود بالا نمی‌آیند، یك سانت حركت نمی‌كنند، یك سانت بر نفس آنها اضافه نمی‌شود، بر ترقی و تجرد نفس، یك سانت بر اطلاعات آنها اضافه نمی‌شود. دائما در همان محدوده از تفكرات قرار دارند. خودشان را حركت نمی‌دهند. این مغز را به كار نمی‌اندازند، عقل را به كار نمی‌اندازند، و از این چراغی كه خدای متعال در وجود انسان قرار داده است و برای روزهای وانفسا باید این چراغ را روشن كرد و كلید زد، از این چراغ استفاده نمی‌كنند و در همان مرتبه جهل و تعصب و مسائل پوچ و مسائل بچه بازی و اینها زندگی و عمر خود را به آخر می‌گذرانند.