
تاثیر اعمال و رفتار در صورت برزخى و جنبه ملكوتى نفس
کیفیت تاثیر اعمال و رفتار انسانها در صورت برزخی و ملکوتی نفس آنها. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 کیفیت تاثیر اعمال و رفتار انسانها در صورت برزخی و جنبه ملکوتی نفس 2 عین حقایق خارجی با تمام آثار و خصوصیات خود بدون لحاظ جنبه نورانیت و ظلمانیت در عالم مثال اسفل تحقق دارد 3 از جمله دستوراتی که مرحوم علامه طهرانی و بزرگان بسیار به آن سفارش می کردند انجام غسل جمعه می باشد 4 هر فردی که مرام و موقعیت و اساس حرکت خود را بر طبق مبانی سلوک الی اللَه و عرفان الهی قرار دهد،در گذر زمان و تغییر جریانات و اختلاف سلیقه ها دچار تزلزل و سر گردانی نخواهد شد 5 توضیحی پیرامون عالم ملکوت و مثال أعلی 6 یک عمل و أمر واحد از جهت انتسابش به افراد مختلف می تواند هم دارای جنبه نورانیت و هم دارای جنبه ظلمانیت شود. 7 تفسیر آیه إن الذین یاکلون أموال الیتامی إنما یاکلون فی بطونهم نارا 8 من قتل نفسا بغیر نفس أو فساد فی الارض فکأنما قتل الناس جمیعا و ... 9 عقل انسان در صورت پیروی از اهواء و آراء نفسانیه تبدیل به عقل شیطانی خواهد شد. 10 ذکر برخی از خصوصیات ماه مبارک رمضان و دستوراتی که اولیاء الهی در این ماه به شاگردان خود می دادند.
تاثیر اعمال و رفتار در صورت برزخى و جنبه ملكوتى نفس
8اگر انسان توجه نكرد، این طرف و آن طرف رفت، خلاف كرد، این سلولهای خاطی سرطان رسید به یك سیستم عصبی، یك دفعه وقتی كه به آنها چنگ انداخت، آن موقع دیگر آخَش میرود بالا، دیگر نمیتواند بنشیند سر جایش، چه شد؟! تا حالا كه صدایت در نمیآمد عزیزم؟! چرا تا حالا صدایت در نمیآمد؟! چون هنوز آن سلول خاطی سرطان دست نیانداخته بود به آن مركز عصبیت كه آنجا را بگیرد. حالا كه میخواهد او را در تحت فشار قرار بدهد، یك فشار قرار میدهد، فریاد میرود بالا، دیگر شلوار پا كرده و پا نكرده، دنبال این طرف و آن طرف میافتی كه ببینی چه بر سرت آمده! الان كه دیگر كار از كار گذشته، میگویند: دیگر عمل هم بكنی، فایده ندارد. وارد خون شده، خونش را هم در بیاوریم، فایده ندارد. یك خرده این طرف و آن طرف و بعد از دو سه ماه هم رفت به دار فنا حجة الاسلام ما، برس به فریاد ما، صدا بلند میشود آن وقت جناب عزرائیل را احساس میكند. آن وقت كه دیگر به او میگویند كه دكترها گفتهاند كه دو ماه دیگر بیشتر زنده نیستی، دنیا بر سرش خراب میشود. میفهمد كه چه كار كرده، میفهمد كه همه عمرش را بر باد داده، میفهمد از این چراغ استفاده نكرد، یك یك نداهایی كه در این مدت دهها سال این میداد، این ندا را، به این تلنگر میزد، یك یك آنها، در این دو ماه از جلویش رژه میرود، هر كدام از اینها به یك مار و عقربی تبدیل خواهند شد كه جان و نفس و سر او را هر آن به نیش جانگداز خودش مینوازد. حساب حساب است. مسئله سر جای خودش، همه چیز سر جای خودش محفوظ است. این نداها كجا رفت؟ این تلنگرها كجا رفت؟ چه شد كه آن قلبی كه آن موقع آزارش به مورچه نمیرسید، الان صاف یك بیگناهی را در خاك و خون میغلطاند و ككش هم نمیگزد؟ كجا رفت آن ها؟! كجا رفت آن رحمتها و آن عطوفتها و وجدانها و فطرتها؟! كجا رفت؟! همین است، همین است مسئله، دنیا همین است! خیال نكنید كه فقط برای گذشتهها بوده! نه آقا جان، برای گذشتهها نبوده، قضایا برای گذشتهها نبوده، قضایا برای الان است، برای آینده است، برای هر روز است، هر روز و هر روز، هر روز و هر روز.
