
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
14ببینید چقدر مطالب دارد دقیق میشود یعنی حتی از امیرالمؤمنین نباید مایه گذاشت، آنچه را كه أمیرالمؤمنین فرموده، آن مطلبی را كه سفارش كرده باید طبق آن انجام بدهی! صاحب اختیار مردم و تو، دیگری است، آن شخص دیگر است و اگر تو این چنین باشی، آن كه از آن پشت با ریموت دارد كنترل میكند، آن میداند با اینها چه كند، آخر مطلب به اینجا میرسد.
تو دل نسوزان، دل سوز در مدینه نشسته، دلسوز در كوفه نشسته، تو نمیخواهد دل بسوزانی! توی مالك دل نسوزان، آنچه را كه من به تو گفتم انجام بده، مگر من علی نیستم؟ مگر من صاحب ولایت كلیه و كبرای الهیه نیستم؟ مگر من اشراف بر نفوس ندارم؟ بنده خدا تو كه در مصر هستی من از تو به تو نزدیكترم، آن وقت آنهایی كه آمدند پشت درت ایستادند من از آنها خبر ندارم، من از تمام وجنات اینها و نیات اینها و خیال و از همه چیزشان از اول تا آخر! ... برایت در نامه بفرستم فردا كی میآید و پشت در میایستد و عرض حالش و پسرش و مادرش و عمهاش و داییش تا حضرت آدم را بگویم؟ فردا كی میآید؟ پس فردا كی میآید؟ تمام اینها را بگویم؟
پس از من علی مایه نگذار، از من خرج نكن، آنچه را كه به تو میگویم برو خرج كن، آن چیست؟ برو در اتاق در را قفل كن كسی نیاید، بهترین وقت امروز را قرار بگذار فرض كن كه چه ساعتی است، ساعت ده تا یازده فرض كنید كه وقت مناسبی است، یا بین صبح تا ظهر یا بین فرض كنید كه شب، در شب در یك وقتیدیگر یا بالاخره در یك وقت دیگر كه بالاخره ارباب رجوع كمترند ملاحظه آنها هم بشود، برو این كار را انجام بده. اگر این كار را انجام دادی آن وقت همه را دیگر از من میبینی، دیگر از خودت نمیبینی و همه لم كار این جاست كه مالك آن چه را كه انجام میدهد از علی ببیند، علی دارد آن جا ساپورت میكند، علی نشسته، او در كوفه دارد این كار را انجام میدهد. این روباتی است كه از آن طرف درست شده، حالا دیگر یك چیزهایی درست شده كه از آن طرف كلید میزنند و آن شروع میكند یك كارهایی كردن، حالا بسته به مسافت و اینهایی كه زورش میرسد.
