
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
17یك كسی از این آقایان گفتند كه در یك جایی بود، سرطان میگیرد، سرطان فلان، خودش خیلی اهل منبر و محراب و مرید هم خیلی زیاد داشت. میگویند اتفاقا از جمله كسانی بود كه در صحبتهایش ذكر موت خیلی بود، در یك جا معروف بود، حالا دیگر بیشتر توضیح نمیدهم! این سرطان میگیرد، بنده او را در مشهد میدیدم، خیلی از اوقات ایشان را میدیدم، تا این كه به ایشان میگویند كه آقا شما شش ماه دیگر میمیری، آقا دیگر اصلا انگار آسمان بر سرش آمد پایین، در خانه را میبست كسی را راه نمیداد، هر كسی میرفت آنجا برای عیادت، پشیمان میشد، میگفت ای كاش اصلا نمیرفتیم، اصلا در یك عالمی، نشسته بود و اصلا ... وقتی حالش را میپرسیدند (با یك حالت خاصی میگفت) الحمدلله دارید میبینید، الحمدلله دارید میبینید، این آقایی كه دكترها به او گفتند شش ماه دیگر میمیری، در عرض دو ماه دِق كرد و مُرد، آن اثری كه باید سرطان میگذاشت كمكم خودش آمد فوت كرد، تازه راه انداخت آنها را، راه انداخت، و دو ماهه مرد، مرد، تمام شد، تمام آن حرفهایی كه میزده مجاز بوده، خودش هنوز با این قضیه برخورد نكرده بوده. لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ در روز قیامت افراد این حقیقت را با تمام وجودشان درك میكنند كه چه هستند؟ چه كردند؟ چه بودند؟ چه چیزی را از دست دادند؟ چه نعمتهایی را، همه را بر باد فنا دادند؟
«الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ إِنَّ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل»1 الان دیگر روزی است كه موقع حساب است، عمل تمام شد، پرونده بسته شد سیر تو در اینجا دیگر متوقف شد تمام شد، سیر تو در اینجا متوقف شد، سیر تو در اینجا، در هر مرتبهای كه بودی در همان مرتبه سیر تو متوقف شد و قدرتت برای تجرد و فعلیت از تو دیگر گرفته شد، تو مهر زده شدی بر همان فعلیتی كه در آن فعلیت از دنیا رفتی، مهر زده شد دیگر در آنجا ماندی، در آن جا متوقف شدی.
- ١كافى، ج ٨، ص ٥٨
