
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
4خب اینجا است كه شیطان میآید و شروع میكند به وسوسه كردن، حالا كی خبر دارد؟! حالا مثلا معلوم نیست! حالا وضعیت مشخص نیست! بخصوص بعد از زمان موسیبنجعفر علیهالسّلام قضیه ولایت و امامت علیبنموسی علیهماالسلام هنوز مشخص نشده بود، معدودی از شیعیان اطلاع داشتند، به واسطه تقیه و زمان سیطره و سلطنت هارون كه منتظر بود ببیند كه وضعیت بعد از آن حضرت به چه كیفیتی است، تا اقدام شوم خود را بر علیه امامت و ولایت جامه عمل بپوشاند.
لذا امامت علیبنموسیالرضا مخفی بود، غیر از افرادی از خواص از امامت آن حضرت اطلاع نداشتند، همین جا است كه شیطان به سراغ انسان میآید و خلاصه تا به حال موسیبنجعفر بود و معروف بود، افراد میشناختند و اگر شما میآمدی ادعای مخالفت میكردی كسی از شما نمیپذیرفت، ولی الان نه دیگر، حالا معلوم نیست بعد از آن حضرت چه شخصی امام است! حالا میتوانی مالهایی كه پیشت هست، همه آن مالها را خرج كنی! از موقعیتت میتوانی استفاده كنی! میتوانی مطالب را برگردانی و جور دیگر به مردم بگویی! زمینه برای چرخاندن دین مردم خوب آماده شده! زمینه برای برگرداندن حرفها خوب مهیا شده! زمینه برای رسیدن به آن امیال نفسانی كه در نفست تا به حال نگه داشته بودی و چه بسا هم خودت شاید هم خبر نداشتی.
این طور نیست كه انسان در همه احوال علم فعلی داشته باشد نسبت به مسائل نفس، نه، ممكن است علم نداشته باشد، زمینه را دارد ولكن جَوّ نمیگذارد آن چه كه در دل است به مرتبه فعلیت نفسیه ظاهریه در بیاید و در مخیله و متوهمّه انسان جا باز كند و ظهور پیدا بكند، بسیاری از ما به این دام مبتلا هستیم.
مسائلی كه در دور و بر میگذرد، اینها جریاناتی است كه نمیگذارد آن چه كه در دل است و آن چه كه در باطن و ضمیر است، به منصه فعلیت خارجی در بیاید، در همان مقام استعداد خود، مانند آتشی كه خاكستر روی آن است، آنجا مخفی است، تا اینكه موقعیت مناسب پیدا بشود برای بروز و ظهور؛ در آن جا است كه این كم كم مثل یك پفی كه روی خاكستر بكنند، این خاكستر كنار میرود، آنچه را كه در درون هست كم كم ظاهر و آشكار میشود، خیلی فرق است بین كسی كه در درون خود چیزی ندارد و كسی كه دارد و خاكستر روی آن را گرفته، خیلی تفاوت هست، از زمین تا آسمان است، از زمین تا عرش خدا است.
