
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
10ولی رفقا بگویم چیزی از مسائل گیر ما نمیآید. بهتر این است كه در قبال همسایه همیشه صاف باشد، این آدم میبرد، این آدم هم این جا راحت است، خیلی بانزاكت و با قامت استوار و خیلی صاف، با سر و گردن بلند حركت میكند و راه میرود به همان طرف، آن طرف هم راحت میرود، دغدغه ندارد، گرفتاری ندارد، ای وای ای وای ندارد، دستش موقع رفتن از آن دنیا نمیلرزد، وقتی خبر مرگ به او بدهند خودش زودتر از او وقتی كه پزشكان تعیین كردند نمیمیرد، اگر بگویند چهار ماه دیگر، همین هفته دیگر، سكته نمیكند، چرا؟ میبیند دارد قضایا واقعی میشود، تا به حال اتكای بر قرص و كپسول و آمپول و آقای فلان و آقای فلان و فلان دستگاه و اینها بود، دلش گرم بود یك دوایی هم اخیرا درست كردهاند، یك آمپولی به او زدند كه عوض بدل میكند، جایگزین میكند، ترمیم میكند، سلولهای فلان را رفع میكند، سلولهای جدید میآورد، یك چیزهایی، یك خرده هان نیشش باز میشود، خندهاش باز میشود، امیدواریم كه این خوب بشود، خب بدبخت چرا باید این طور باشد؟ چرا فقط تمایل باید به این سمت باشد؟ چرا به جای اینكه میگویند یك همچنین چیزی درستشده نمیگویی دو روز هم رفتنمان به تأخیر افتاد، این جوری چرا نمیشود؟ نكند دارد رفتنمان به تأخیر میافتد؟
بزرگان این جوری بودند، خدمت رفقا عرض كردم وقتی مرحوم آقا از كسالت اولشان آمدند بیرون، ایشان میگفتند: این رفقا از جان ما چه میخواهند؟ كه این همه میروند نذر میكنند، هی گوسفند میكشند، هی چه میكنند! بس است دیگر! این قدر كه ما باید بگوییم گفتیم، چه میخواهند از جان ما؟ چرا اینها میآیند این كار را میكنند؟ عصبانی بودند، اعتراض داشتند! به یك بنده خدایی كه نشسته بود در كنار ایشان اعتراض میكردند، بازی هم نبود، بازی نبود قضیه، واقعیت بود. اینها درست است كارشان، اینها كارشان درست است، اینها بودنشان در دنیا غیر از زجر و غیر از مصیبت و اینها نیست. امروز یكی نقی بزند و فردا یكی نقی بزند و آن یك چیزی بگوید، غیر از آن چه مسائل و گرفتاری، میگویند میرویم آن جا راحت، همه این مسائل تمام میشود! چرا؟
