
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
22تمام اینها مال چیست؟ چرا عصبانی شدید؟ خوب عصبانیت ندارد. چون نور ندارد به خاطر این فایده ندارد. چرا این قدر از كوره در رفتید؟ به خاطر اینكه تمام اینها خلاف توقعتان است.
تمام اینها بخاطر موقعیت فعلی در نظر بگیرید رفقا موقعیت فعلیه ذاتیه، سه چیز، وضعیت، موقعیت یعنی حالت، آن موقعیت، حالت، حالت خود آن شیء، حالت فعلی نه انتظاری، نه در حال انتظار، حالتی كه الان آن حالت را دارد و از آن حالت خارج نمیشود، خود به خود خارج نمیشود، صد سال هم بماند! چیزی كه به نظرت تاریك است، هزار سال هم بماند میگوید: من همینم! میخواهی بخواه نمیخواهی نخواه، هی میگویی بابا این قدر پول دادم! خوب پول دادی باید برق را به من برسانی وقتی برق را نرساندی من همینم، این حالت، حالت فعلیه میشود، حالت ذاتی، حقیقت ذاتیه كه الان در این است و این حقیقت ذاتیه جهل است، تاریكی است، نقصان است، برودت است، سردی است و بیخاصیتی و بیفایدگی است، درست شد؟! یك مرتبه شما میآیید میگویید آقا جان به جای اینكه این قدر خودت را اذیت كنی، خودت را دعوا كنی، بلند شو بیا! دستت را بلند كن و بزن این كلید را، و خواهی دید من به چه وضعیتی برمیگردم، نه اینكه منم، مرا برمیگردانند. میگویم: بسیار خوب، كلید را میزنیم یك مرتبه میشود چراغی كه تمام فضا را روشن میكند.
پس این روشنی از كجا آمد؟ از برق است، از آن ژنراتور است، از آن نیروگاه است، نیروگاه آبی، نیروگاه فرض بكنید كه بخاری، از آن نیروگاه آن میآید، میگرداند، الكتریسته ایجاد میكند، قوی میآید تا به اینجا كه میرسد میشود دویست و بیست ولت و الا اولش شش هزار ولت است، میآید هی ضعیف میشود، میآید به این جا كه میرسد میشود دویست و بیست ولت، شما میزنید روشن میشود، قطع میكنید خاموش میشود، دوباره میزنید روشن میشود.
