
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
30وقتی كه خدمت رفقا گفتم ما همه جور نماز میخوانیم، همه قسم نماز میخوانیم خیلی زحمت بكشیم، الان شما بلند شوید بروید پیش هر كسی كه در این مملكت آن را عالمتر و عارفتر و آگاه تر و بصیرتر به مسائل دین میدانید، به او بگویید كه ما میخواهیم در نماز رفع خیالات كنیم، ما میخواهیم در نماز حضور قلبمان بیشتر بشود، ببینید چه راهبردی به شما نشان میدهند، بروید صاف! خیلی هستند، افراد هستند، بزرگند، اهل صلاحند، تدینند، ایمانند، همه آنها مراتب دارند به جای خود محفوظ، قدم همه آنها هم روی سر ما، وهمه آنها در جایگاه خودشان محفوظ، بالاخره هر كی یك مرتبهای دارد، باید موقعیت افراد مشخص بشود و باری، هر شخصی در موقعیت خاص خودش قرار بگیرد، ولی مقدار و مرتبه را من منظورم است، بلند شویم برویم سوال كنیم ببینیم چه میگویند؟ نهایت چیزی را كه اینها میگویند مگر غیر از اینی است كه مرحوم مطهری عرض كرد؟! مگر غیر از این است؟! مرحوم مطهری به آقای حداد چه عرض كرد؟ ایشان به خود ما داشت بیان میكرد، وقتی كه از سفر كربلا ایشان مراجعت كرده بودند، من در خدمت مرحوم والد رفتیم در منزل ایشان، ایشان را زیارت كردیم، خیلی مبتهج، معلوم بود سفر خیلی خوب و چسبناكی بوده كه مزهاش هنوز زیر دندانشان مانده و از وجنات و اینها پیدا بود كه سفر خیلی چسبیده، خیلی حسابی، سفر درست و حسابی، عبارتی كه وقتی مرحوم آقا فرمودند: چه خاطره ای از این سفر در دل شما باقی مانده است، عبارت ایشان در جواب این بود، كه ایشان فرمودند: تنها خاطرهای كه از این سفر برای من مانده است، ملاقاتی است كه با حضرت آقای حداد داشتم، آقای مطهری كه آدم عادی نبود، یك آدم بیسواد نبود، مرد عالم بود فاضل بود، متقی بود، حرّ بود، صادق بود، مرد صادقی بود، مردی بود كه درد داشت به دنبال درمان میگشت، یك همچنین فردی بود، در حالی كه ایشان همه كس را در آنجا دیده بود، همه فرد را دیده بود اطلاع دارید، من به شما گفتم، خوب چیست قضیه؟ آن میفهمد، آن كه اهل سرّ است تشخیص میدهد، ایشان بعد ادامه داد كه آقای حداد به من فرمودند: در نماز چه میكنید؟ عرض كردم دفع خواطر میكنم! بسیار خوب، بهترین كاری و بهترین جوابی كه یك فرد عالم و متقی و اهل خدا میتواند به یك همچنین سوالی بدهد، این كه دفع خواطر میكنم تا اینكه خواطر شیطانی، خواطر روزمره، خواطر عبث از ذهن دفع بشود و همان معانی، معنای إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ معنای اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ آن معنا به آن سازجیت و خلوص خودش در نفس استقرار پیدا بكند دیگر، بسیار جواب خوبی داده، بسیار جواب خوب، خیلی روشن، ولی ببینید ایشان چه میگویند؟! آن وقت ببینید آیا معجزه پیغمبران به این میرسد، پس كی نماز میخوانید؟ پس كی نماز میخوانید؟ من نمیتوانم شرح بدهم این مغزا و عمق این مطلب را چون خودم وقتی كه بخواهم به این قضیه فكر كنم یك توقف میكنم.
