
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
27ائمه مختلف بودند. از نظر وزن مختلف بودند و از نظر شكل مختلف بودند. چه چیز امام سجاد فرق كرد؟ چی بوده قضیه، قضیه چیست؟ قضیه عنایت پروردگار است، لطف پروردگار است.
انتساب ولایت به آن طرف است كه امام سجاد را میكند امام سجاد، عنایت از ناحیه او است كه ولایت را در این مظهر متجلی میكند، تا اینكه او میتواند همه كار انجام بدهد.
وقتی كه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام باب خیبر را كند، بابی كه چهل نفر میخواست تكانش بدهند، نمیتوانستند. گفتند: یا علی چه كردی؟! فرمود: «مَا قَلَعْتُ بَابَ خَیبَرَ بِقُوَّةٍ جَسَدَانِیةٍ»1 من با قدرت بشریه باب خیبر را نكندم و راست میگوید، أمیرالمؤمنین وقتی دارد اشاره میكند به شمس و خورشید را برمیگرداند تا اینكه نماز او قضا نشود، آیا أمیرالمؤمنین با چه قدرتی این كار را كرد؟ با قوت بشر؟! پس چرا ما هر چی میكنیم نمیایستد، مسخره هم میكند، نگاه میكند، خوب خودت را به جای علی نشاندی، بَه بَه، بَه بَه، تو انگشتت را هم نمیتوانی بگردانی حالا میخواهی خورشید را نگه داری؟! تو خودت را آن وقت به جای علی مینشانی؟ رد الشمس كن بفرما، شق القمر كن. پیغمبر آمد با یك انگشت اشاره كرد، پیغمبر كه این كار را كرد آیا با این بدن و با موقعیت فیزیكی بدن و با فكر و فهم عادی بشری این كار را انجام داد، پس چرا ما نمیكنیم؟
چرا ما نمیتوانیم انجام بدهیم؟ ما هم برویم مردم را جمع كنیم و ادای پیغمبر را در بیاوریم اشاره كنیم به قمر، ای قمر دو نصف بشو یك نصفت بلند شود برود دور كعبه بگردد یا دور تهران بگردد، بعد هم آن نصف دیگر سر جایش بایستد، بعد آن مسائل پیش میآید، آن همینطور صاف میایستد بیربیر نگاهمان میكند، مسخره و ... خیلیها آمدند خودشان را به جای أمیرالمؤمنین ....
سبت بن جوزی آمد و گفت: سلونی قبل ان تفقدونی خودش را به جای أمیرالمؤمنین گذاشت. یك زن بلند شد گفت: آن مورچهای كه آمد با حضرت سلیمان صحبت كرد و گفت: يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ2 ای لشگریان، ای مورچهها بروید الان لشگر سلیمان آمد، آن مورچه نر بود یا ماده بود؟ همان طور ایستاد نگاه كرد، تو از چه داری حرف میزنی؟ نر و ماده یك مورچه را دارم از تو سوال میكنم تو نمیتوانی جواب بدهی، آن وقت كه علی دارد میگوید: «سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی»3 هر چی از او میپرسند میگوید تا روز قیامت برایتان میگوید، آن وقت داری، سبت بن جوزی، خودت را جای علی میگذاری؟ علم خودت را داری با علم علی مقایسه میكنی؟ تو از نر و ماده بودن مورچهای كه با سلیمان حرف زد اطلاع نداری، چی داری میگویی؟ موقعیت تو كجا رفته؟ چرا وضعیتت را فراموش كردی؟ چرا حالت یادت رفته؟ چرا ما نباید وضعیت خودمان را به دست بیاوریم؟ چرا؟ چه ضرری میكنیم؟
- بحارالانوار ج ٢٠ ص ٣١٨.
- سوره النمل«٢٧» آيه ١٨.
- وسايل الشيعه، ج ١٥، ص ١٢٨.
