اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)

0
عنوان بصری
عنوان بصری
جلسات

چگونه امام سجاد علیه السلام با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه به خود نسبت گناه می دهند. شرح فقره: اذا إذا رأیت مولای ذنوبی فزعت و إذا رأیت کرمک طمعت از دعای ابو حمزه ثمالی. 1 کلام امام معصوم علیه‌السلام عین صدق و واقع بوده و امام در خطاب با پروردگار متعال مسامحه و شوخی نمی‌کند. 2 تفسیر آیه شریفه «و الشعراء یتبعهم الغاوون» 3 مدح و تمجید ائمه علیهم‌السلام نسبت به افراد بر اساس موقعیت فعلی آنها می‌باشد نه گذشته یا آینده ایشان. 4 علی‌ابن‌ابی‌حمزه‌بطائنی وکیل امام موسی‌بن‌جعفر علیهماالسلام با انکار ولایت و امامت امام رضا علیه‌السلام مورد لعن حضرت و شیعیان واقع شد. 5 ظروف و شرایط خارجی مانع از به فعلیت رسیدن ظاهری بسیاری از خصوصیات و رذائل نفسانی که در کمون ذات افراد قرار دارد می‌شود. 6 پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در مدح حسان‌بن‌ثابت به خاطر سروده نغز او در روز غدیر می‌فرمایند: در سرودن این اشعار روح الامین در قلب تو دمید و تو مؤیّد به روح الامین هستی مادامی که با ما اهل بیت می‌باشی. 7 از جمله افرادی که پس از رحلت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم علی رغم اعتراف به ولایت امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر میل به سمت خلفاء پیدا کرد حسان‌بن‌ثابت بود. 8 ذکر تشبیهی لطیف در بیان کیفیت زنده شدن روح و قلب افراد. 9 فزع در کلام امام سجاد به چه معنایی می‌باشد؟ 10 بیان علت و کیفیت فزع انسانها در روز قیامت بر اساس آیه ((لایحزنهم الفزع الاکبر(( 11 تفسیر آیه شریفه ((و کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا(( 12 فرار انسانها از واقعیت و حقیقت وجودی خویش در دنیا سبب فزع ایشان می‌شود. 13 شرح و تفسیر کلام امیرالمومنین علیه‌السلام به مالک اشتر به عنوان حاکم مصر: بهترین اوقات خود را برای ارتباط با پروردگار قرار بده 14 صاحب اختیار و قیم دین امام معصوم علیه‌السلام می‌باشد و هر یک از افراد تنها باید براساس وظیفه و تکلیف خویش عمل نموده از دلسوزی‌ها و انجام امور خارج از تکلیف خودداری کنند. 15 بیان احوال افراد فاسق و کافر در هنگام قبض روح شدن. 16 چگونه امام سجاد علیه‌السلام با وجود دارا بودن مقام عصمت مطلقه و صدق محض در گفتار به خود نسبت ارتکاب گناهان می‌دهند؟ 17 سخن استاد طهرانی در ارتباط با لزوم داشتن خلوص نیت در انجام کارها. 18 اعمال خارجی افراد ملاک حسن و قبح و عقاب و ثواب ایشان نبوده بلکه نی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)

6
  • خیال نكن بنده خدا از طرف خودت گفتی، روح‌الامین در نفس تو دمیده است و در رَوع تو آن نفس روح‌الامین بوده است كه به این صورت و به این اشعار درآمده، هان خیال می‌كنی خودت آمدی شعر گفتی، تو خیلی شعرها هم قبلا می‌گفتی، شعرهایی برای خال و چشم و ابرو هم داشتی، ولی چرا آنها را دیگر روح‌الامین نیامده بود، آنها را كس دیگر آمده بود و در تو دمیده بود و خلاصه این اشعار بیرون آمده بود و این جا كه این مسائل و اینها هست، آن تفاوت به خاطر بودن با ما اهل بیت است، این بودن با ما اهل بیت اثرش همین است، اثرش این است كه داری این طور اشعاری می‌گویی كه مورد اعجاب همه شده است.

  • دلیل بر این مطلب این است كه بعد از ارتحال رسول خدا یكی از افرادی كه رفت به سمت همان خلفا، همین جناب آقای حسان بود، جناب حسان چی شد؟ هان! قرار شد نان را به نرخ روز بخوری؟! در فضای غدیر و در روز غدیر و با آن حال و هوا بلند می‌شوی قصیده راجع به امامت می‌گویی، راجع به أمیرالمؤمنین می‌گویی، یادت رفته خودت آمدی قصیده گفتی، حالا رفتی پشت سر این آقا ایستادی نماز می‌خوانی؟! پس چی شد؟ خودت شعر گفتی، من كه نگفتم، خودت گفتی، تو كه شعر گفتی چرا؟ این را ببینید، هان! اینجاست كه آدم باید مواظب باشد، اینجاست كه باید حواسش جمع باشد، این جا است كه باید بداند وضعیت فعلی او و فعلیت او در وضعیت جهالت است، وضعیت كدورت است، وضعیت و موقعیت انحراف است، آن چه كه موجب نجات او است، انتحال او به امام معصوم و صدیقه كبری است، این انتحال به امام معصوم و رسول خدا است كه موجب نور و بهاء و بهجت و اعجاب مردم و آن بركات و آن فضائلی است كه از این وجود دارد تراوش می‌كند، پس نباید یك وقتی به خودش بگیرد كه من بودم كه روز غدیر آمدم این را گفتم، من بودم كه آمدم این اشعار را گفتم، من بودم كه آمدم، اگر جدا شدی دیگر آن شعر از تو نمی‌آید، بكشی خودت را در وقتی كه بدنبال آن فرد ایستاده‌ای و داری پشت سرش نماز می‌خوانی اگر همان جا به تو بگویند جناب حسان برو بالای منبر رسول خدا، منبری كه رسول خدا می‌رفته روی آن صحبت می‌كرده، آن جهاز یك دفعه بوده، درست كرده بودند، این منبر كه هر روز بوده برو بالا، رفتن بالای منبر رسول خدا در وقتی كه ایشان پشت سر آن فرد است رفتن بالای چوب است، رفتن بالای هیزم است، رفتن بالای آهن است نه رفتن بالای منبر، لذا اگر برود بالا یك كلمه كه در روز عید غدیر گفته نمی‌تواند بگوید، یك كلمه می‌خواهد حرف بزند زبان بسته، دیگر تمام شد! حالا فهمیدید آنچه كه در آن روز بوده از كجا آمده.