
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (2)
8این مسئله كه امام علیهالسّلام وقتی كه میفرماید: خدایا وقتی من به گناهانم نگاه میكنم، حالت وحشتمرا فرا میگیرد، حالت دهشت، نه اینكه فقط ناراحت میشوم، فزعت یعنی چنان دگرگون میشوم كه نمیشود برای او حدّ پایینتری فرض كرد، این معنا معنای فزع است.
لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ1 در روز قیامت داریم كه ...، روز قیامت چه روزی است؟ روزی است كه ....
يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَه شَدِيدٌ2 هر مادر شیردهندهای كه به بچه شیر میدهد، بچه را از شدت فزع رها میكند و میرود و دیگر به یاد بچه هم نمیافتد، مادرهایی كه در این دنیا به خاطر بچهشان خودشان را به مرگ میاندازند، خیلی اتفاق افتاده، برای بچه حادثهای پیش میآید مادر دیگر از خود بیخود میشود، گاهی اوقات شده مادر از پشت بام پرت شده پایین در وقتی كه خواسته ببیند بچهاش دارد میافتد پایین، یا اینكه فرض بكنید كه خودش را به هلاكت میاندازد وقتی كه میبیند بچهاش دارد زیر ماشین میرود، خودش را میاندازد زیر ماشین و بچه را كنار میزند كه او نرود، این مادری كه در این دنیا جان خودش را فدای بچه میكند، در روز قیامت بچه یادش میرود، این چه قضیهای است؟ بچه یادش میرود.
در آیه دیگر درباره پدر داریم يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ* وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ* وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ* لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ3 روزی میآید و در آنجا انسان نه پدرش را به یاد میآورد و نه مادرش را و نه برادرش را و نه آن همسری را كه سالیان سال با او بود؛ و هر كه صدا میكند میگوید من الان دنبال وضعیت خودم دارم میروم، این چه قضیهای است؟ زلزله اتفاق میافتد؟ صاعقه از آسمان میآید؟ افراد نگهبان با گرز آهنین جهنمی به سراغش میآیند؟ نه، آن روز روزی است كه آن حقیقتی كه تا به حال در عالم دنیا آن حقیقت از انسان مخفی شده بود و انسان نسبت به او اطلاع نداشت كه عبارت است از همان جهل و ابتعاد عن اللَه و انحراف از قرب الهی و گذراندن دنیا به لهو و لعب، در روز قیامت دیگر مو لای درزش نمیرود، آن واقعیت خودش را نشان میدهد، اگر در این دنیا با هزار پرده و لایه هی میخواست بپوشاند، هی مخفی كند، هی مسئله را بپوشاند هان، با انتصاب قضیه به این و آن میخواهد بپوشاند، با" المأمور معذور" گفتن میخواهد از زیر بار مسئولیت فرار كند، با این كه چون دیگری به من گفته دیگر چاره نداریم، باید انجام بدهیم، آن مسئولیت خدایی را از دوش خودش بردارد بیاندازد، فردا چی؟ میتوانید فردا هم این كار را بكنید؟ بفرمایید برو بكن، اگر میتوانی فردا هم به آن ملائكه بگویی المأمور معذور، چنان با گرز میزنند كه بخوابی، المأمور معذور؟! پدر سوخته داری این جا هم ... .
- سوره الانبياء«٢١» آيه ١٠٣
- سوره الحج«٢٢» آيه ٢
- ٢سوره العبس«٨٠» آيات ٣٤ تا ٣٧
