
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
13آنی كه میخواهم عرض بكنم این است كه أمیرالمؤمنین صفایش را حتی معاویه نتوانست انكار كند، صداقتش را معاویه هم نتوانست انكار كند، وقتی كه حجر میرود از أمیرالمؤمنین پیش معاویه حرف میزند، این اشكهای معاویه میآید. آن به خاطر این است كه مردم بگویند: نه آقا این آدم رئوفی است، این اهل رقّت است، وقتی كه مطالب را میشنود متأثر میشود!! نه، معاویه دیگر احتیاج به این حرفها نداشت. آن دیگر بر حكومتش مستقر بود و نیاز نداشت.
یا آن گریههایی كه از مأمون میآمد برای شهادت امام رضا، آن چه بود؟ آن واقعی بود، دروغ نبود، آنها دروغ نبود و نظایر این قضایا هست، نظایر این مسائل هست كه حتّی سفاكترین افراد عالم و قسیترین افراد عالم، وقتی در مواجهه با یك مسئله واقع میشوند بالاخره نمیتوانند انكار كنند، نمیتوانند آن چه را كه در واقع میبینند همین آن را رد كنند، نسبت به قضیه متأثر میشوند ولی در عین حال ادامه میدهند. الان هم اگر امام رضا دوباره زنده میشد، مأمون، حضرت را به شهادت میرساند، خلافت همین است، حكومت همین است، حكومت باید بر اساس دروغ استوار باشد و الا حكومت نیست، باید در حكومت امام رضا به قتل برسد، باید در حكومت أمیرالمؤمنین در محراب شهید بشود، باید در حكومت امام حسن مجتبی را به سم شهید كرد و الا اگر نكند، خودش باید از این تخت پایین بیاید و نمیخواهد پایین بیاید، باید امام كنار برود، باید حق زیر پا بماند و باید روی باطل ایستادگی كند تا انسان بتواند و الا نمیتواند.
و لذا تا تاریخ وجود دارد و تا زمان وجود دارد هر كه بیاید به پرونده أمیرالمؤمنین نگاه بكند، اشكش میآید، این اختصاص به معاویه ندارد ها، هر كسی ....، این درست است! این كارش درست است. این كارش حق است، این كارش به جا است، این كارش صحیح است، هان؟! آیا أمیرالمؤمنین از جمله حكامی بود كه افراد بیایند در حكومت او و در كارهایی كه میكرد آن را مخالف با سنت رسول اللَه و مخالف با احكام بدانند؟ هان؟ حالا در آن زمان هم ندانند الآن چی؟ الآن كه گذشته دیگر، آن زمان گذشته دیگر، ابداً، صاف، پرونده سفید، هیچ نقطه ضعفی در آنجا وجود ندارد، درست؟! لذا با این أمیرالمؤمنین جنگ كردن، جنگ با خدا است، با این علی و در قبال حكم این علی اگر سكوت كردند و كنارهگیری كردند هم جنگ با خدا است، چه مقابله بكند انسان با آن أمیرالمؤمنین، مقابله با خدا كرده است و چه در مقام مقابله برنیاید و كنارهگیری كند مثل زبیر.
