
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
14زبیر آمد در جنگ جمل گفت نه این طرف، نه آن طرف، غلط كردی! این طرف و آن طرف ندارد! آن طرفش بر باطل است و این طرفش حق است، حق، ح و قاف، چون حق است نمیتوانی بروی كنار و بگویی نه این ور و نه آن طرف، رفتی كنار! البته بهتر از آن افرادی هستی كه آمدند مقابله كردند و شمشیر كشیدند، در این حرفی نیست، ولی باز زندگی را باختی، باز در صف أمیرالمؤمنین تو را به حساب نمیآورند، چرا؟ چون او علی است و چون او أمیرالمؤمنین است، درست؟
این مرام، مرام أمیرالمؤمنین است، این هم مرام ما، وقتی كه داریم خدا را نگاه میكنیم، با آن جنبه واقعی خودمان داریم با خدا برخورد میكنیم، واقعی آن است، منتهی ظاهرمان چیست؟ ظاهرمان لباس عوض میكنیم، سرمان را تكان میدهیم، اوهو اوهو هم میكنیم، نمیدانم فرض بكنید كه همین حالت خودمان را یكخرده میزنیم به حالت رقت و دیگر فرض بكنید كه سایر چیزهایی كه بالاخره اهل فن در این مسائل بیشتر كار كردند، روشهای مختلفی هست برای این گونه مسائل، واقعاً بعضی از اوقات انسان بخصوص در عزاداریها و در دستهجات و در روضه سیدالشهدا، در مجالس سید الشهدا، مسائلی را میبیند كه واقعاً شرمآور است كه یك نفر این طور دارد به عزاداری آنها میپردازد، همه كار، دیگر همه اطواری و همه حرف و همه نقل و همه شعر و همه فرض بكنید مسائل و بساط در بیاورد تا اینكه چه بگویند؟! بگویند فلانی، فلانی خوب میگرداند، فلانی مجلس را خوب گرم میكند، هی، فلانی، فلانی، تو تمام ذهنش فقط فلانی است، تو تمام ادا واطوارهایش همه حكایت از آن واقعیت میكند كه در چه عالمی سیر میكند، بیچاره بنده خدا امام حسین هم این وسط خلاصه مثل گوشت قربانی كه هر كسی یك تكهاش را میگیرد، این را برمیدارد و به نفع خود مصادره میكند، امام حسین را به نفع خود مصادره میكند، درست؟!
