
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
9خوب، این واقعیت كه در همه ما وجود دارد، واقعیت استكبار است. با همین واقعیت ما با خدا مقابله میكنیم و تخاطب میكنیم و عرض حال میكنیم گرچه دروغ بگوییم و گرچه بگرییم و گرچه در مقام تواضع سر را پایین بیاندازیم و حالت عبودیت بگیریم. این واقعیت نیست این تئاتر است، این دومی تئاتر است، این دومی هنرپیشگی است، نمازی كه میخوانیم هنرپیشگی است، روزهای كه میگیریم هنرپیشگی است، زیارتی كه میخوانیم، میرویم جلوی امام رضا علیهالسّلام میایستیم زیارت امین اللَه میخوانیم، زیارت مخصوصه میخوانیم، سرمان را پایین میاندازیم، حالت گریه میگیریم، خوب پدر سوخته تو كه داری این را الآن میخوانی پس چرا دروغ گفتی؟ بیرون حرم دروغ داشتی میگفتی، حالا آمدی؟ امام رضا در كمرت بزند. درست؟
این گریهها از كجا در میآید؟ این اوه اوه كردن از كجا در میآید؟ این تواضع از كجا در میآید؟ امام رضا گفته دروغ بگو؟ امام رضا گفته كه كلك بزن؟ امام رضا گفته با حقه بازی سر مردم كلاه بگذار؟ این را گفته؟ حالا پاشو بیا توی حرم به جای زیارت امین اللَه از اول تا آخر مفاتیح را دوره بكن! چه فایده دارد؟ فایدهای ندارد، این حالت دوم است، این شخصیت دوم، شخصیت دومیكه جایگزین شخصیت اول شده ولی امام رضا كه گول نمیخورد، كی را داری گول میزنی؟ تو امام رضا را مانند خود پنداشتی كه این حالت را گرفتی و الّا از خجالت مشهد كه سهل است، حرم كه سهل است، مشهد كه سهل است، پایت را در ایران هم نمیگذاشتی، بیچاره بدبخت، حالا بلند شوی بیایی در حرم؟! نه امام رضا را شناختی كه اگر امام رضا را میشناختی از خجالت آب میشدی و در زمین مثل یك قطره فرو میرفتی، درست؟
پس این حالت، حالت چیست؟ این حالت، حالت نفاق است، حالت خیمه شب بازی است، حالت هنرپیشگی است واین مسئله برای همه هست، همه، همه افراد در هر مرتبهای كه هستند و در هر موقعیتی كه هستند تفاوتی نمیكند، ما سر آنها را نمیتوانیم كلاه بگذاریم، سر خودمان را چرا! از این كلاهها زیاد میگذاریم و گذاشتیم و خواهیم گذاشت ولی دیگر به قول مرحوم آقا با همه بله و با ما هم بله؟!
