اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

14467
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

19
  • امام علیه‌السّلام در یك همچنین وضعیتی قرار دارد، خود را صفر می‌بیند، حتی نیم هم به خود نمره نمی‌دهد، صفر! همیشه نمره اینها صفر است، صفر صفر! هیچی، مقام الفقر فخری مربوط به این صفر بودن است، مقام عبودیت محضه و مطلقه مربوط به این صفر بودن است، آن مقام فنایی كه از آن تعبیر می‌آورند به انمحاء كلی اسماء و صفات در ذات پروردگار مربوط به این مقام صفر بودن است، یعنی وقتی كه یك شخص به مقام فناء می‌رسد، یعنی آن وقت نمره او شده صفر، اگر بدانید صفر چقدر نمره بالایی است! به عكس آن چه كه فكر می‌كنیم در اینجا صفر به جای صد و صد به جای صفر قرار دارد.

  • امام علیه‌السّلام در یك همچنین وضعیتی وقتی كه می‌خواهد دعا بخواند، وقتی كه می‌خواهد خود را در مقابل خدا قرار بدهد، امام با چه حالتی؟! خوب با همان حالت واقعی دعا می‌خواند، با همان حالت صفر بودن با همان وضعیتی كه دارد، پس بنابراین نتیجه‌ای كه برای ما گرفته می‌شود این است كه ما باید این مطلب را روی آن كار كنیم، روی این مسئله باید بیشتر فكر كنیم، روی این حقیقت و واقعیت باید بیشتر بیاندیشیم و این حالت را در خود ایجاد كنیم، وضعیت را در خود ببینیم، راه‌هایی كه ما را به این راه، به این موقعیت می‌رساند، آن راه‌ها را برگزینیم، نیاز نداشته باشیم هی حتماً به ما بگویند و تذكر بدهند، خودمان برویم، خودمان می‌دانیم چه راهی ما را به صفر می‌رساند، معطل نباشیم حتماً دستور از بالا بیاد، خدا حتماً بیاید و در وضعیت خواب بیاید بگوید! خوب انجام بدهیم.

  • مرحوم آقا به بنده می‌فرمودند: ما در مسائلی كه مربوط به استاد ما بود، مرحوم حداد و اینها بود، اكثر این مطالب را بنده اصلًا بدون اینكه از ایشان حتّی سؤال كنم، انجام می‌دادم. این طور نبود كه برای هر قضیه و مسئله‌ای ما بلند شویم و پیش ایشان برویم یا نامه بنویسیم: آقا در این قضیه چه كنیم؟ خوب مشخص است دیگر، راه مشخص است، آن هم فرد عالم، به مسائل وارد، به حقایق وارد، خوب می‌داند و آن هم خوب طبعاً معلوم است ولی خدا از باطن دارد كنترل می‌كند، خوب او هم اطلاع دارد و آن هم اشراف دارد، اشراف بر نفوس دارد، اینها می‌برند، یعنی اینهایی كه منتظر نمی‌مانند، منتظر اینكه حتماً باید یك مسئله خاصی مطرح بشود عمل بكنند، منتظر اینكه حتماً باید به یك نحوه وبه یك خصوصیتی مسئله به گوش برسد، آن وقت ترتیب اثر بدهند، نه، همان وقت، الآن به نظر من این می‌رسد، این درخواستی كه رفیق من كرده برای نفس من ضرر دارد، تمام شد، حالا رفیق گفت، اگر حالا دلش را بشكنم، چی می‌شود، یا مثلًا این الآن برای نفس ضرر دارد، بگذار كنار آقاجان، این درخواستی كه شده، آقا فرض كنید كه شما این كار را انجام بده، این حساب برسد، آیا با مبانی می‌خواند یا نمی‌خواند دیگر! نرود هی دور بزند، خوب درخواست مؤمنین است، البته معمنین است! با عین است، همزه نیست، یك خُرده غلیظ می‌شود، قضیه نمره برود بالا، همزه تبدیل به عین می‌شود و ه تبدیل به خ می‌شود، درست؟! این مومنین جاهایشان را عوض می‌كنند، هر كه می‌خواهد باشد، باشد! گفتند: این .. تمام، این می‌برد جلو.