اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

14467
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

20
  • ولی اگر نه، انسان بیاید و شروع كند، توجیه كند، آن موقعیت از بین می‌رود، این مطلبی است كه این فقره دعای ابی حمزه ثمالی این مطلب را برای انسان پیش می‌آورد كه ما در مقام خطاب با عز ربوبی چه موقعیتی داریم؟ در مقام خطاب با پروردگار! و این مقام خطاب فقط اختصاص به سحرهای ماه مبارك ندارد و فقط اختصاص به شبها ندارد، این مقام خطاب با عزّ ربوبی مربوط به لحظه لحظه حیات انسان است، امام سجاد دعای ابی حمزه را فقط برای سحرهای ماه مبارك نفرمودند. امام سجاد حالت ما را در این دنیا بیان كرده است كه ما همینیم، ما اینیم، وضعیت ما این است، وضعیت ما همین است، موقعیت ما این است، عنایت پروردگار شامل حال ما بشود، خوب چه خواهیم شد، عنایت پروردگار شامل حال ما نشود ....،

  • مثال زدم برای شما دیگر، مثال چراغ زدم. شما الآن این لامپ را خاموش كنید، الآن خاموش شد دیگر، این مجلس كه خاموش شد چه شد؟ یك لحظه ارتباط قطع شد، تا ارتباط قطع شد یكدفعه همه متوجه یك تغییر غیر متوقع بودند، حالا اگر فرض بكنید كه از اینجا نور نمی‌آمد، دیگر تكلیف چه بود؟ همه جا تاریك، تاریك تاریك، چشم چشم را نمی‌بیند، هیچ مشاهده نمی‌كند، در این زندان‌ها ندیده‌اید؟! نمی‌دانم دیدید یا ندیدید؟ من یك زندانی البته نه در اینجا، فعلًا این جا قسمتمان نشده، در آن خارج از اینجا یكدفعه در لبنان و آن جاها كه دست اسرائیل واینها بود ما می‌رفتیم، یك زندان بود، سلول همان معتقل خیامی‌كه در آنجا هست، ما رفته بودیم، سلول یك در یك، یك متر در یك متر، این بیچاره بدبخت زندانی رامی‌آوردند در یك متر در یك متر، یك روزنه نداشت، یعنی به اندازه یك روزنه، یك سر سوزن. من گفتم من می‌خواهم بروم اینجا احساس كنم، می‌خواهم بروم وضعیت خودم را احساس كنم و رفتم، آنها هم در را از پشت بستند و دیگر زندانی شدیم، دیگر البته خب زود باز كردند. یكی دو دقیقه بیشتر خودم در زدم خودم دو دقیقه بیشتر نگذاشتم طول بكشد دیگر! باز كردند، یعنی در آن جا احساس كردم چه بر سر این بیچاره می‌آید، چه بر سر آن كسی كه در یك همچنین موقعیتی او را قرار می‌دهند كه یك روزنه ندارد، یك روزنه ندارد، تاریكی محض و مطلق، به طوری‌كه برای یك بند انگشت نور وقتی كه بیاید له له می‌زند، نفسش به آنجا گرایش پیدا می‌كند، كشش پیدا می‌كند.