
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
27مفاهیم و مطالبی كه در زیارت ائمه است، همه انسان را به همین جا میرساند، به همین نقطه انسان را میرساند، آدم همین طوری داد بزند، بیداد بكند، اصلًا تو حرم همین سیدالشهدا شما نگاه كنید، یكی شروع میكند روضه خواندن، هنوز تمام نشده، آن یكی پشتش را میگیرد، دمش را میگیرد، تمام نشده آن یكی فرض كنید كه خیلی ... بابا چه خبر است؟! بلند شو برو در خانهات بخوان، حسینیه كه داری، بلند شو برو در حسینیهات بخوان، اینجا چرا، این توجه چرا باید گرفته بشود؟ چرا شما این قدر بیفرهنگ هستید كه میخواهید آن نعمت و بركت و فیضی كه به یك عده رسیده، از آنها محروم بشود و تمام حواس آنها متوجه داد و بیداد تو باشد؟ آخر چرا؟! و خوب واقعاً این خیانت است كه یك نفر بیاید برود و از بقیه فیض را بگیرد، داد و بیداد ندارد، حال به تو دست داده بلند شو بیرون كربلا، این قدر داد بزن كه بیفتی زمین، خوب است، آن موقع امام حسین هم میشنود، داد بزن كه بهتر بشنود، چرا بلند میشوی میآیی توی حرم، نمیدانم جایی كه محل توجه است، محل ذكر است، محل فكر است، آدم اگر آنجا نرود فكر كند پس كی این فرصت به او دست میدهد كه از این منجلاب تخیلات و اعتبارات و انانیتها خودش را خارج كند؟ چه جایی بهتر از یك همچنین مقام نورانی و روحانی كه بتواند به كمك بیاید، به كمك انسان بیاید و بتواند انسان را تغییر و تحول بدهد و با این مسائل اینها همه از بین میرود، ما در روش بزرگان این مطالب را ندیدیم.
خوب این هم مربوط به زیارتی حضرت كه بسیار تأكید شده و مطالبی در این زمینه است و بنده یك وقت از مرحوم آقا هم سؤال كردم آیا این قضیه بیست و سوم، جهت این خاصّه زیارتی چیست؟! آیا این كه شهادت حضرت اتّفاق افتاده، كه خوب آن طوری كه معروف است در وقت دیگری است، ایشان نفرمودند و شاید نمیبایستی این مسئله را بیان كنند و سؤال ما را پاسخ ندادند. به علت این بیست و سوم، همین طور به نحو اجمال گفتند كه شاید حالا مثلًا بنابر یك قولی بعضیها احتمال شهادت را هم میدهند؛ با این كیفیت و طبعاً خوب شاید نظرشان نبوده پاسخ بدهند.
