
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
5من یك وقتی كه در مشهد مشرف بودیم در همان زمانها، آمدم منزل مرحوم آقا، دیر آمدم، صبح قرار بود خود بنده هم بروم صحبت كنم، دیر آمدم، وقتی كه آمدم لباسم تیره بود یعنی از آبی مقداری تیرهتر بود و عبایم كه خوب عبای سیاه بود، ظاهراً! ایام پاییز هم نبود و هوا هم یك قدری مثل اینكه خنك و سرد و اینها بود. قبل از اینكه بخواهیم برویم و وقت سخنرانی بشود، مرحوم آقا گفتند: برگرد منزل و لباست را عوض كن، بلند شو هم برو عبایت را عوض كن و هم برو لباست را عوض كن. ما خلاصه آمدیم و یك قبای عادی دیگری پوشیدیم. خوب این قدر بزرگان تكیه داشتند بر این!
این كه میگویند برو لباس را عوض كن بیا، یعنی همین وجود لباس در قامت یك خطیب در فضای معنوی مجلس تأثیر دارد، خیال نكنید مسئله همین طوری است! نه، بعنوان یك مسائل عادی، خوب حالا این طور باشد بهتر است! نه، یك واقعیتی پشت قضیه است، یك حقیقتی پشت قضیه است و این را هم خدمتتان عرض كنم وقتی كه لباسم را عوض كردم حالم هم عوض شد، این هم دیگر به اصطلاح شاهد بر صحت این مسئله.
پس ببینید این مطالبی را كه فرمودند مطالب بیخود نیست! اینها روی حساب و كتاب گفته شده. حالا این نسبت به مسائل عادی تا اینكه حالا برسد به یك مسائل دیگر كه فرض كنید كه در انجام دادن مثلًا فلان عمل، انسان باید دارای چه لباسی باشد، در ذكر فرض بكنید كه هر ذكر خاصی یك لباس خاص دارد، یك جایگاه خاص دارد، اینها مطالبی است كه اگر توفیق پیدا كردیم انشاءاللَه در جایگاه خود، در وقت خودش به این مطالب خواهیم رسید. ما حتی در بیرون هم لباس عوض میكنیم، بالاخره این تفاوت میكند، انسان در هر وضعیتی یك جور است، یك قسم است، حالا اگر فرض بكنید كه قرار باشد انسان با همان وضعیتی كه در منزل است با همان وضعیت هم بیاید بیرون، البته خوب بعضیها این كار را میكنند و در همه جا و در سایر جاها هم دیده شده و افتخار هم میكنند. این به خاطر روشن فكری است كه این قدر روشن شده دیگر اصلًا تمام وجودش شده نور محض و دیگر اصلًا حجابی نمیبیند، اصلًا غیری نمیبیند، اصلًا فرض كنید كه دیگر نامحرمی نمیبیند! این روشنفكری خیلی زده به اینجا كه به صورت مادرزاد در خیابانها ظاهر میشوند و در ملأ عام ظاهر میشوند، مادرزاد ظاهر میشوند، این هم یك جور روشنفكری است!
