اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

14467
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)

8
  • فلهذا اگر ما بخواهیم به خودمان نظر كنیم این حقیقت را می‌یابیم كه هر كسی به یك اندازه می‌تواند تا حدودی به این مطلب برسد، این خیلی مشكل نیست، انسان می‌تواند در خودش یك گردشی بكند، می‌تواند در خودش تمرینی بكند، می‌تواند یك نگرشی در خود ایجاد بكند، این واقعیت وجود دارد كه ما در قبال حقایق توحیدی جبهه گرفته‌ایم، ما در قبال مسائل ربوبی به تقابل برخاستیم، ما در قبال مطالب واقعی و مطالب حقیقی رودررو هستیم، البته میزان تفاوت می‌كند، عرض كردم تمام مسائلی كه بزرگان برای مراقبه و تزكیه و امثال ذلك می‌دهند برای رسیدن به این قضیه است، كه كم كم آن تقابل به مرافقت تبدیل بشود و آن انانیت به عبودیت برگردد و آن استكبار به تواضع در قبال عالم هستی و در قبال اراده ربوبی مبدل بشود، همه مسائل برای این است و هر كسی به هر مقدار كه جلو رفت و به هر مقدار كه گوشش را باز كرد، نه بست به جای بازكردن به آن مقدار.

  • بعضی‌ها در صحبت‌هایی كه می‌شود فرض كنید كه گوش را باز می‌كنند تمام، بعضی‌ها نیمه نیمه، بعضی‌ها در جای جای مختلف دارد، یك جا می‌رساند دستشان را می‌گیرند، آقا این طوری، خود من هم نمی‌شنوم، بعضی‌ها در یك جا كه می‌رسند می‌بیند با مطالب آنها موافق است نه تنها چهار تا گوش بلكه همه جایشان را باز می‌كنند كه مطالب را بهتر و درست بشنود چون می‌خورد با آن چه را كه به دنبالش هستیم و منطبق است، خلاصه بایست در این راه رفت، خلاصه راه این است و مسیر هم همین است و باید انسان به این مسائل توجه كند و دقت كند، این واقعیتی كه در ما است همین است، یعنی واقعیتی كه در ما هست عبارت است از یك واقعیت فرد مستقل و حق بجانب! و هر غلطی هم بكنیم آن را حق جلوه می‌دهیم و آن را موافق با رضای خدا و منطبق با تكالیف اسلامی ارائه می‌دهیم گرچه صد در صد باطل باشد. این واقعیتی است كه در ما قرار دارد و قابل انكار نیست و بزرگان هم برای گوشزد به این مسئله و هشدار به همین مطلب آمده‌اند، بزرگان، انبیاء، ائمه، اولیاء، عرفا، اینها همه برای دست گذاشتن روی همین نقطه آمده‌اند و برای اشاره به همین منقصت كه موجب وبال و هلاكت است، هلاكت، حالا شصت سال عمر كند و هفتاد سال عمر كند ولی بیچاره همین جور در غفلت است و دارد روز را به روز دیگر تبدیل می‌كند و در آن انانیت می‌ماند و خود را محق جلوه می‌دهد و اعلان می‌كند كه من محقم و بقیه در باطلند، درست؟