
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
سرّ انتساب گناه به خود در مناجات ائمۀ معصومین علیهم السلام (3)
11البته این كه عرض میكنم تمام شد نه اینكه زود تمام كنید! نه، انسان میرود تذكر میدهد، موعظه میكند و شاید مثلًا اشتباه كند و شخص برگردد نه اینكه مطلب را تمام شده بداند ولی وقتی كه ببیند نه، خلاصه شخص یك آدمیاست كه افتاده در این ریل، قطارش در این ریل افتاده، دیگر باید خودش بداند كه مطلب از چه قرار است، این مسئله، مسئلهای است كه انسان با آن برخورد میكند، یعنی وقتی كه انسان با خدا برخورد میكند، در حال نماز با آن چهره واقعی خودش برخورد میكند نه با عبودیتها، وقتی كه انسان دعا میخواند، با آن چهره واقعی چون عوض نشده با همین، درست؟!
حالا امام علیهالسّلام، ولی خدا، آنها چهره واقعیشان چیست؟ آن چهره واقعی كه در خود دارند و در خود میبینند، آن چهره واقع، آیا همانی است كه ما میبینیم، ما عالمیم، ما دانشمندیم، ما دارای موقعیت و اعتبار هستیم، ما این قدر مرید داریم، ما این قدر رفیق داریم، ما این قدر صیت و شهرت داریم و معروفیت داریم، الآن همه دنیا ما را میشناسند، عكس ما در همه تلویزیونهای دنیا و همه جا پخش شده، همه به ما یك نظر دیگر میكنند، هان؟! امام هم این جوری با خدا دعای ابی حمزه میخواند؟ این جوری دعای كمیل میخواند؟ آن أمیرالمؤمنینی كه دعای كمیل میخواند، آن أمیرالمؤمنین در مقام تخاطب با پروردگار آیا مسئله حكومت خودش را به رخ خدا میكشاند؟ به عنوان حاكم اسلام، به عنوان خلیفه مسلمین، به عنوان فرمانده لشگر اسلام، به عنوان تنها قطب اسلام در روی زمین و ...
همه اسلام به وجود أمیرالمؤمنین كه خوب أمیرالمؤمنین واقعی بود، بستگی دارد. باید هم همه اسلام به وجود او بستگی داشته باشد و همین طور هم هست، ولیكن خودش وقتی كه دارد به خدا نگاه میكند، ... ما برویم در دل أمیرالمؤمنین، در آن فكرش، در آن مغزای مطالبی كه دارد میگوید، آن نیتش، برویم جستجو كنیم، غور كنیم، به اندازه سعه خودمان برویم ببینیم چه خبر است، حداقل حداقلش را كه میفهمیم و این برای هیچ كس قابل انكار نیست حتّی برای دشمنترین افرادش، ببینید چه میخواهم عرض كنم! این نكته برای هیچ كسی تا روز قیامت قابل انكار نیست، آن خلوص علی، آن صدق علی و آن صفای علی برای هیچ كس قابل انكار نیست، حتی برای دشمنترین افرادش، معاویه و عمروعاص، دلیلش؟
