جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
25مسائلی، آن وقت یك همچنین مرد بزرگی درباره شیخ بهائی این القاب مذكور را به كار میبرد، آن وقت شیخ بهائی راجع به كتاب مثنوی میفرماید:
من نمیگویم كه آن عالی جناب *** هست پیغمبر ولی دارد كتاب مثنوی او چو قرآن مدل *** هادی بعضی و بعضی را مضلّ هر دو در آن است، هم مطالب عالی كه افراد نمیدانند، هم مطالب دانی كه خوب برای سایر افراد است.
خوب آقاجان! ما همین طوری بیاییم هر چیزی به زبانمان میآید بگوییم!! آخر یك فرهنگی، آخر یك ادبی، آخر فرض بكنید كه این آدم تمام این مبانی را كنار بگذارد، تمام ارزشها را كنار بگذارد، بیادبانه با كلمات شنیع، با كلمات وقیح كه در شأن یك آدم عادی نیست، آخر انسان از افرادی بشنود كه ....؟! چه چیز را میخواهیم بفهمانیم؟ ادبمان را میخواهیم به مردم نشان بدهیم؟! فرهنگمان را میخواهیم به مردم نشان بدهیم؟ فهمیدند همه، همه فهمیدند! همه ادبمان را فهمیدند، انصافمان را فهمیدند، صداقتمان را همه فهمیدند، تمام شد! تمام دنیا فهمیدند كه چه قدر صادق هستیم، چه قدر در ادعاهای خودمان صادق هستیم! چقدر در این پشت و پناه بودنها صادق هستیم، همه متوجه شدند! بالاخره هر چیزی یك حسابی دارد، روی این مطالب همین اهانتهاست كه مچ ما را باز كرد برای همه، همین اهانتها و بیادبیها، شما خیال میكنید به اولیای خدا بیادبی كردن همین طور میماند؟ خدا سر غیرت میآید، پدر ما را درمیآورد، بیادبی و اهانت به اولیای خدا، پدر انسان را درمیآورد!
خیلیها بودند نسبت به بعضیها اشكالات داشتند ولی با كدام لفظ؟ با كدام عبارت؟ با كدام كلمه از آن چه را كه ما فی الضمیر آنها بود، آمدند حكایت كردند و بیان كردند؟ آخر صحیح است كه یك نفر فرض بكنید یك موقعیت داشته باشد و مردم روی او حساب كنند و تعبیری كه از فلاسفه و حكما و عرفا میآورد، تعبیری بیاورد كه من شرمم میآید اصلًا آن تعبیر را به شما بگویم، درست است؟ صحیح است این طور؟ اسم خودمان را هم بگذاریم فلان مسئول كذا؟! پس این ادب را مردم باید از كی یاد بگیرند آقاجان؟ از كی باید ادب یاد بگیرند؟ از كی باید طرز صحبت كردن یاد بگیرند؟ از كی باید فرض بكنید كه طرز حرف زدن یاد بگیرند؟ همین طوری زبان به هر مزخرفی كه میآید، آن زبان بگردد و به هر شخصی انسان هر اهانتی را بكند، نه، خدا

