اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

14٬755
عنوان بصری

موضوع:حقیقت ریاضات شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان وضرورت آن. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 توضیحی درارتباط با حقیقت معنای ریاضت نفس درمکتب عرفان وبیان اقسام آن. 2 بیان آثاروتبعات سوءریاضات نفسانیه غیرشرعیه. 3 امروزه بسیاری از افراد بجای اتکاءبه حقیقت ولایت واراده ومشیت پروردگار متعال برای ترمیم نقائص واصلاح فقدان های خود به امور غیرعادی روی می آورند. 4 تفسیر آیه شریفه فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته الّا دابة الارض در ارتباط با عدم اطلاع وعلم اجنّه نسبت به امور غیبیّه. 5 روی آوردن افرادنسبت به امور غیر عادی وارتباط با اجنّه منجر به فاصله گرفتن ایشان از مکتب اسلام وتشیع و ورود در ضلالت وکفر وگمراهی می شود. 6 دیدگاه مکتب تشیع درارتباط با کیفیت علم واحاطه واشراف امام زمان علیه السلام نسبت به عالم هستی وموجودات آن. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط بادیدگاه وبینش اولیاءالهی نسبت به مکتب عرفان ومسیر سیروسلوک الی اللَه. 8 تأکیدبزرگان واولیاءالهی بر مطالعه وتأمل افراد نسبت به کتاب مثنوی معنوی که بیانگر حقائق راه وظرائف عالم هستی می باشد. 9 جهل ونادانی برخی از افرادمعروف نسبت به جایگاه رفیع وعظیم مولانا جلال الدین وکتاب او واستفاده از برخی تعابیر شنیع نسبت به او. 10 ذکر حکایتی از مرحوم آقاسید علی قزوینی درارتباط بادیدگاه رفیع او نسبت به کتاب مثنوی معنوی. 11 ذکرحکایتی درارتباط با تقاضای فردی از حضرت سلیمان علیه السلام نسبت به علم پیدا کردن به زبان حیوانات. 12 اولیاءالهی بر اساس میزان فهم ومدرکات شخص وبر طبق ظرفیت وسعۀوجودی اوآنچه را که به صلاح ایشان می باشد بیان می فرمایند. 13 تبین ضرورت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه درمکتب عرفان. 14 دیدگاه وتصورنادرست افراد نسبت به مسأله ریاضات نفسیه ومسیرسیروسلوک الی اللَه. 15 مسیرسیر وسلوک الی اللَه وراه خداآسان ترین راه ومسیریست که فرد می تواند آنرا در دنیا طی کند. 16 درمکتب عرفان تنها امام معصوم علیه السلام و ولیّ کامل الهی است که می تواند مسئولیت جان ومال وآبروی مردم را برعهده گرفته وسعادت وکمال دنیا وآخرت افراد را برای ایشان تضمین کند.

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

توضیحات:

موضوع:حقیقت ریاضات شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان وضرورت آن. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 توضیحی درارتباط با حقیقت معنای ریاضت نفس درمکتب عرفان وبیان اقسام آن. 2 بیان آثاروتبعات سوءریاضات نفسانیه غیرشرعیه. 3 امروزه بسیاری از افراد بجای اتکاءبه حقیقت ولایت واراده ومشیت پروردگار متعال برای ترمیم نقائص واصلاح فقدان های خود به امور غیرعادی روی می آورند. 4 تفسیر آیه شریفه فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته الّا دابة الارض در ارتباط با عدم اطلاع وعلم اجنّه نسبت به امور غیبیّه. 5 روی آوردن افرادنسبت به امور غیر عادی وارتباط با اجنّه منجر به فاصله گرفتن ایشان از مکتب اسلام وتشیع و ورود در ضلالت وکفر وگمراهی می شود. 6 دیدگاه مکتب تشیع درارتباط با کیفیت علم واحاطه واشراف امام زمان علیه السلام نسبت به عالم هستی وموجودات آن. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط بادیدگاه وبینش اولیاءالهی نسبت به مکتب عرفان ومسیر سیروسلوک الی اللَه. 8 تأکیدبزرگان واولیاءالهی بر مطالعه وتأمل افراد نسبت به کتاب مثنوی معنوی که بیانگر حقائق راه وظرائف عالم هستی می باشد. 9 جهل ونادانی برخی از افرادمعروف نسبت به جایگاه رفیع وعظیم مولانا جلال الدین وکتاب او واستفاده از برخی تعابیر شنیع نسبت به او. 10 ذکر حکایتی از مرحوم آقاسید علی قزوینی درارتباط بادیدگاه رفیع او نسبت به کتاب مثنوی معنوی. 11 ذکرحکایتی درارتباط با تقاضای فردی از حضرت سلیمان علیه السلام نسبت به علم پیدا کردن به زبان حیوانات. 12 اولیاءالهی بر اساس میزان فهم ومدرکات شخص وبر طبق ظرفیت وسعۀوجودی اوآنچه را که به صلاح ایشان می باشد بیان می فرمایند. 13 تبین ضرورت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه درمکتب عرفان. 14 دیدگاه وتصورنادرست افراد نسبت به مسأله ریاضات نفسیه ومسیرسیروسلوک الی اللَه. 15 مسیرسیر وسلوک الی اللَه وراه خداآسان ترین راه ومسیریست که فرد می تواند آنرا در دنیا طی کند. 16 درمکتب عرفان تنها امام معصوم علیه السلام و ولیّ کامل الهی است که می تواند مسئولیت جان ومال وآبروی مردم را برعهده گرفته وسعادت وکمال دنیا وآخرت افراد را برای ایشان تضمین کند.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

جایگاه ریاضت‌های شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان

16
  • خیلی‌ها بودند نسبت به بعضی‌ها اشكالات داشتند ولی با كدام لفظ؟ با كدام عبارت؟ با كدام كلمه از آن چه را كه ما فی الضمیر آنها بود، آمدند حكایت كردند و بیان كردند؟ آخر صحیح است كه یك نفر فرض بكنید یك موقعیت داشته باشد و مردم روی او حساب كنند و تعبیری كه از فلاسفه و حكما و عرفا می‌آورد، تعبیری بیاورد كه من شرمم می‌آید اصلًا آن تعبیر را به شما بگویم، درست است؟ صحیح است این طور؟ اسم خودمان را هم بگذاریم فلان مسئول كذا؟! پس این ادب را مردم باید از كی یاد بگیرند آقاجان؟ از كی باید ادب یاد بگیرند؟ از كی باید طرز صحبت كردن یاد بگیرند؟ از كی باید فرض بكنید كه طرز حرف زدن یاد بگیرند؟ همین طوری زبان به هر مزخرفی كه می‌آید، آن زبان بگردد و به هر شخصی انسان هر اهانتی را بكند، نه، خدا می‌آورد انسان را مفتضح می‌كند، شكی در این مسئله نیست.

  • آن وقت یك همچنین بزرگی آن مبانی تقدیر عالم را و نظام عالم را آمده بیان كرده و برای من و امثال من آمده اینها را نوشته كه ما بدانیم و راهمان را تصحیح كنیم! و به جای رفتن سراغ خدا، سراغ جن نرویم، این همین است. این داستان حضرت مولانا همین قضیه است كه ما الآن داریم در جامعه می‌بینیم، تمام افراد مردم به سمت رمّال‌ها و بازار این جن گیرها و بازار این دكّانها (دكانهایی كه درآمده) می‌روند، هزار جور عرفان قلّابی و درویشی قلّابی، و یك حرفی از اینجا بیاورند و یك حرف از اینجا بگذارند و این دارد گرم می‌شود، اینها مال چیست؟ اینها مال دورشدن از واقع است.

  • آمد به حضرت سلیمان گفت كه به دادم برس كه دارم از دست می‌روم!! حضرت سلیمان گفت: چه خبر است؟ صبّحكم اللَه بالخیر، حالتان خوب است؟ انشاءاللَه نقاهتی ندارید كه؟ نقاهتم این است كه دارد پدرم درمی‌آید، گفت: چه شده؟ گفت: خروس دارد می‌گوید: این‌دفعه خودت سقط می‌شوی حالا آن قاطر را رد كردیم، بعد گفت اسب، اسب را هم رد كردیم، گفت حالا دیگر نوبت حضرت صاحب البیت و مالك الدار است، ایشان باید تشریف به آن دنیا ببرند، یك هفته ما عروسی می‌گیریم، دِ بخور! هر چه می‌خواهی، حضرت سیلمان گفت: چشمت چهار تا، البته من دارم می‌گویم ، دندت نرم، وقتی كه به یك آدم حرف می‌زنند، گوشش را باز می‌كند، این قدر اصرار نمی‌كند، من سلیمانم، احمق، تو نمی‌فهمی‌كه پیغمبر خدا صلاح بندگان خدا را می‌خواهد، توی الاغ نمی‌فهمی، تو همان بهتر كه بروی زیر زمین تا این كه روی زمین، تو نمی‌فهمی‌كه ولی خدا صلاح بندگان خدا را می‌خواهد؟ دوستدار بندگان است، گفتن و نگفتن چه فایده‌ای دارد، من حالا بگویم یا نگویم چه از من كم می‌شود؟! چه از من كم می‌شد به تو نگویم؟ من امروز تو را می‌دیدم كه می‌گفتم كه برای تو صلاح نیست. درست شد؟ تو كوری! هی اصرار می‌كنی، می‌خواهم! می‌خواهم! حالا بابایم را در بیار، بفرما برو.

/ 222