
جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
موضوع:حقیقت ریاضات شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان وضرورت آن. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 توضیحی درارتباط با حقیقت معنای ریاضت نفس درمکتب عرفان وبیان اقسام آن. 2 بیان آثاروتبعات سوءریاضات نفسانیه غیرشرعیه. 3 امروزه بسیاری از افراد بجای اتکاءبه حقیقت ولایت واراده ومشیت پروردگار متعال برای ترمیم نقائص واصلاح فقدان های خود به امور غیرعادی روی می آورند. 4 تفسیر آیه شریفه فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته الّا دابة الارض در ارتباط با عدم اطلاع وعلم اجنّه نسبت به امور غیبیّه. 5 روی آوردن افرادنسبت به امور غیر عادی وارتباط با اجنّه منجر به فاصله گرفتن ایشان از مکتب اسلام وتشیع و ورود در ضلالت وکفر وگمراهی می شود. 6 دیدگاه مکتب تشیع درارتباط با کیفیت علم واحاطه واشراف امام زمان علیه السلام نسبت به عالم هستی وموجودات آن. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط بادیدگاه وبینش اولیاءالهی نسبت به مکتب عرفان ومسیر سیروسلوک الی اللَه. 8 تأکیدبزرگان واولیاءالهی بر مطالعه وتأمل افراد نسبت به کتاب مثنوی معنوی که بیانگر حقائق راه وظرائف عالم هستی می باشد. 9 جهل ونادانی برخی از افرادمعروف نسبت به جایگاه رفیع وعظیم مولانا جلال الدین وکتاب او واستفاده از برخی تعابیر شنیع نسبت به او. 10 ذکر حکایتی از مرحوم آقاسید علی قزوینی درارتباط بادیدگاه رفیع او نسبت به کتاب مثنوی معنوی. 11 ذکرحکایتی درارتباط با تقاضای فردی از حضرت سلیمان علیه السلام نسبت به علم پیدا کردن به زبان حیوانات. 12 اولیاءالهی بر اساس میزان فهم ومدرکات شخص وبر طبق ظرفیت وسعۀوجودی اوآنچه را که به صلاح ایشان می باشد بیان می فرمایند. 13 تبین ضرورت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه درمکتب عرفان. 14 دیدگاه وتصورنادرست افراد نسبت به مسأله ریاضات نفسیه ومسیرسیروسلوک الی اللَه. 15 مسیرسیر وسلوک الی اللَه وراه خداآسان ترین راه ومسیریست که فرد می تواند آنرا در دنیا طی کند. 16 درمکتب عرفان تنها امام معصوم علیه السلام و ولیّ کامل الهی است که می تواند مسئولیت جان ومال وآبروی مردم را برعهده گرفته وسعادت وکمال دنیا وآخرت افراد را برای ایشان تضمین کند.
جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
توضیحات:
موضوع:حقیقت ریاضات شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان وضرورت آن. شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه 1 توضیحی درارتباط با حقیقت معنای ریاضت نفس درمکتب عرفان وبیان اقسام آن. 2 بیان آثاروتبعات سوءریاضات نفسانیه غیرشرعیه. 3 امروزه بسیاری از افراد بجای اتکاءبه حقیقت ولایت واراده ومشیت پروردگار متعال برای ترمیم نقائص واصلاح فقدان های خود به امور غیرعادی روی می آورند. 4 تفسیر آیه شریفه فلمّا قضینا علیه الموت ما دلّهم علی موته الّا دابة الارض در ارتباط با عدم اطلاع وعلم اجنّه نسبت به امور غیبیّه. 5 روی آوردن افرادنسبت به امور غیر عادی وارتباط با اجنّه منجر به فاصله گرفتن ایشان از مکتب اسلام وتشیع و ورود در ضلالت وکفر وگمراهی می شود. 6 دیدگاه مکتب تشیع درارتباط با کیفیت علم واحاطه واشراف امام زمان علیه السلام نسبت به عالم هستی وموجودات آن. 7 فرمایش مرحوم علامه طهرانی درارتباط بادیدگاه وبینش اولیاءالهی نسبت به مکتب عرفان ومسیر سیروسلوک الی اللَه. 8 تأکیدبزرگان واولیاءالهی بر مطالعه وتأمل افراد نسبت به کتاب مثنوی معنوی که بیانگر حقائق راه وظرائف عالم هستی می باشد. 9 جهل ونادانی برخی از افرادمعروف نسبت به جایگاه رفیع وعظیم مولانا جلال الدین وکتاب او واستفاده از برخی تعابیر شنیع نسبت به او. 10 ذکر حکایتی از مرحوم آقاسید علی قزوینی درارتباط بادیدگاه رفیع او نسبت به کتاب مثنوی معنوی. 11 ذکرحکایتی درارتباط با تقاضای فردی از حضرت سلیمان علیه السلام نسبت به علم پیدا کردن به زبان حیوانات. 12 اولیاءالهی بر اساس میزان فهم ومدرکات شخص وبر طبق ظرفیت وسعۀوجودی اوآنچه را که به صلاح ایشان می باشد بیان می فرمایند. 13 تبین ضرورت نیاز افراد به ریاضات نفسانیه درمکتب عرفان. 14 دیدگاه وتصورنادرست افراد نسبت به مسأله ریاضات نفسیه ومسیرسیروسلوک الی اللَه. 15 مسیرسیر وسلوک الی اللَه وراه خداآسان ترین راه ومسیریست که فرد می تواند آنرا در دنیا طی کند. 16 درمکتب عرفان تنها امام معصوم علیه السلام و ولیّ کامل الهی است که می تواند مسئولیت جان ومال وآبروی مردم را برعهده گرفته وسعادت وکمال دنیا وآخرت افراد را برای ایشان تضمین کند.
جایگاه ریاضتهای شرعیه نفسانیه در مکتب عرفان
22یكی از همان آقایان، از همین افرادی كه در زمان سابق شاگرد داشت و چه داشت و اینها، این در زمان سابق افراد زیادی داشت. در آن سفری كه مرحوم آقای حداد هم به ایران تشریف آورده بودند، ایشان هم با شاگردانش آمده بودند یعنی همراه بود، در یك جلسهای در همان زمان، ایشان رو میكند، وقتی كه دارد تعریف میكند، شروع میكند تعریف كردن از شاگردان خودش كه مثلًا شاگردان ما الآن دارای یك همچنین موقعیتی هستند، یك همچنین مقامی دارند، مراتبی دارند، برای ایشان داشت توضیح میداد، فلانی یك همچنین خصوصیتی دارد، حالا خبر نداشت كه اینها كه سهل است، برای چه كسی دارند توضیح میدهند بعضی از اینها، رسید به اینجا، رسید كه ...
ولی خدا این طوری دارد دستگیری میكند ولی گوش شنوا كجا است؟ رسید به این جا كه فلان كس، [اشاره كرد به یكی از آن افراد كه ایشان هم الآن حیات دارد؟] ایشان حالاتی دارد كه وقتی به من میگوید، من از عهده پاسخگویی او میمانم، نمیتوانم جواب بدهم، خوب نمیتوانی جواب بدهی پس چرا قبول كردی؟ چرا این مسئولیت را پذیرفتی؟
ببینید صاف مسئله عقلی است. نمیتوانی جواب بدهی برو كنار! چرا زین را گرفتی بعد هم میگویی: نمیتوانم جواب بدهم، بلند شو بیا پایین، زین را بسپار دست یكی دیگر، افسار اسب را دست كسی دیگر بسپار، چرا نمیخواهی خودت را راحت كنی؟
همین جا یك دفعه ببینید این ولی خدا میخواهد راحتش كند، میگوید: پس بنابراین شما كه نمیتوانید جواب بدهید، چرا این بار را برمیدارید؟ چرا بار را نمیاندازی در جایی كه میتواند بار را بكشد؟ بار را اینجا بیانداز، من میتوانم این بار را بكشم! من میتوانم، میخواهی بفرما، حالا بیاید بپرسد، خودت ببین! تو عالم هستی، تو اهل خبره هستی، تو با افراد دیگر فرق میكنی، تو از این مسائل معنا و مطالب غیر عادی و اینها كم و بیش اطلاعاتی به دست آوردی، تو میفهمیكه راست میگویم یا نمیگویم، بفرما شاگردانت را بفرست، فرستاد؟ نه! چرا؟ نفس نمیگذارد، این جا است كه آدم گیر میكند، وقتی كه خود شخص، خود ولی خدا دارد میگوید: بابا بیا بارت را بیانداز! تو چه میخواهی دیگر، آخر چه میخواهی دیگر؟ كسی خوشش میآید؟
