
تبیین صحیح معنای «زهد و تقوا» و حکمت تشریع مساله ازدواج
شرح فقره: فقال: اما اللواتی فی الریاضه: فایاک ان تاکل ما لا تشتهیه. 1 بیان معنای لغوی ریاضت واصطلاحی آن در نزد اهل معرفت. 2 بیان حقیقت معنای زهد و تقوا و تصور نادرست افراد از آن. 3 در بسیاری از موارد نفس زهد وتقدس ظاهری افراد براساس تمایلات وخواسته های نفسانی می باشد. 4 با رشد سطح معرفت وبینش افراد دیگر جایی برای افراد مقدس نما متزهد باقی نمی ماند. 5 تصور نادرست افراد از حقیقت مسیر سیر وسلوک الهی و دستورات آن و صعب وسخت دانستن آن. 6 اتکا و توجه به پروردگار متعال عبارتست از اتکا وتوجه به نظام عالم هستی. 7 تبین علت ظهور وتجلی اسماء وصفات الهی در نظام هستی. 8 داشتن الفت ومودت و انس با اقربا ودوستان از دستورات موکد اسلام به شمار می رود. 9 لزوم اظهار محبت مرد به همسر خویش. 10 نظام عالم تکوین مبدأ و منشأ برای جعل و تشریع همه احکام می باشد. 11 رسیدن به امیال وخواست های نفسانی از دریچه راه ومسیر سیروسلوک خیانت به مکتب می باشد. 12 بیان برخی از حقوق متقابل میان زن وشوهر. 13 بیان حکمت تشریع مساله ازدواج براساس نیاز روح ونفس. 14 در اسلام اصل وپایه در مساله ازدواج بر اساس ازدواج داوئم بوده است وازدواج موقت منحصر به موارد ضرورت و اضطرار می باشد. 15 رسیدن به اسرار و تحقق باطنی آثار مساله ازدواج فقط با ازدواج دائم محقق میشود. 16 دیگاه نادرست برخی از افراد نسبت به مساله ازدواج موقت وسیاسی دانستن حکم آن. 17 خلیفه ثانی براساس اجتهاد ونظر خویش متعه عمره تمتع وازدواج موقت را حرام کرد. 18 راه ومسیر سیروسلوک الهی مطابق و براساس نظام عالم تکوین وظرفیت های وجودی افراد تشریع و تنظیم شده است. 19 چرا راه ومسیرسیروسلوک الهی آسانترین وبی خطر ترین راه ها وطرق در رسیدن به تکامل وبفعلیت در آوردن استعدادات می باشد. 20 مراد از عافیت در ادعیه وفرمایشات وارده از ائمه اطهار علیهم السلام چه می باشد. اللَهم انی اسئلک العافیة. 21 راه ومسیر سیر وسلوک الهی همه افراد را در هر موقعیت وجایگاهی به رسیدن به بالاترین مدارج کمال نسبت به جایگاه وموقعیت آنها دعوت می نماید. 22 بیان برخی از مسائل بسیار مهم نسبت به مساله خواب و زمان آن از دیدگاه اولیاءالهی. 23 توصیه وتاکید بسیار زیاد مرحوم حداد رضوان اللَه علیه بر بیدار بودن افراد حتی اطفال در بین الطلوعین. 24 واقعه عاشورا در طول تاریخ بشریت قضیه ای منحصر به فرد بوده و
تبیین صحیح معنای «زهد و تقوا» و حکمت تشریع مساله ازدواج
5بعضیها به اشتباه این مسائل را تصّور میكنند و به خلاف این مطالب را تصور میكنند كه در محبت به خدا، محبّت به زن و فرزند جایی ندارد! كسی كه راه خدا را میخواهد برود باید از دوست، رفیق، استاد، معلم، همسایه، قوم و خویش، همة اینها باید قطع تعلّق كند! و نسبت به آنها بی تفاوت باشد و آن توجّه خود را تماماً به یك نقطه متمركز كند و حتّی نسبت به امور ظاهری باید بر خود سخت بگیرد و از آن نعمتهای الهی به حدّاقل باید استفاده كند! میوهای كه میخواهد برای منزل بگیرد باید سعی كند كم ارزشترین آنها و غیر قابل عرضهترین آنها باید باشد!، غذایی كه میخواهد تهیه كند باید از غذای نامرغوب باشد!، خب اینها مسائلی است كه بد فهمیده شده و در غیر از آن جایگاه واقعی خودش این مسائل و مطالب قرار گرفته، همة اینها خلاف است.
اتّكاء به پروردگار و توجّه به پروردگار، یعنی توجّه به نظام هستی! كسی كه میخواهد به خود پروردگار توجه كند و تعلق خود را منحصر به ذات او بكند و میل و محبّت خود را فقط در ذات پروردگار متمركز كند و از سایر مظاهر او غفلت بورزد، این تعطیل كردن اسماء و صفات كلیه است، پس این اسماء جمالیه و جلالیه پروردگار مگر بیكار بودند در این عالم كه این نظام را به وجود بیاورند؟ و این امور را به وجود بیاورند؟ و این مظاهر محدودة مرتبطة با خود را در اینجا خلق كنند؟ اگر ذات پروردگار اقتضاء میكرد كه فقط افراد به شخص و ذات او توجّه داشته باشند و از سایر مظاهر غفلت كنند، پس چرا او واجد اسم رئوف و عطوف و رحیم و رحمان و سایر اسماء جمالیه شده؟ پس اسم رئوف برای چه آمده؟ اسم رحیم برای چه آمده؟ عطوف برای چه آمده؟ لطیف برای چه آمده؟ خفی الألطاف برای چه آمده؟ این اسماء و صفاتی كه هر كدام از اینها منشأ برای ظهور آن حقایق وجودیه در عالم امكان و در عالم خارج شدند آیا اینها عبث به این امر مبادرت كردند و بیهوده كردند؟ یا اینكه بر این اساس مقصد و مقصود و منظوری مورد نظر بوده، خداوند یك شیئ را خلق كند و بعد بگوید به او كاری نداشته باش! خب برای چه خلقش كردی؟ خدا یك امری را در انسان انجام بدهد، مثلا محبّت انجام بدهد، عطوفت انجام بدهد، انس در انسان به وجود بیاورد، لطف در انسان به وجود بیاورد، احساس در انسان به وجود بیاورد، بعد بگوید به اینها ترتیب اثر نده!!، وقتی كه انسان ترتیب اثر ندهد، پس چرا از اوّل اینها را گذاشته؟ چه مقصدی از قراردادن اینها در جبلّت آدمی است؟ چه هدفی پشت این مسئله است؟ مگر خدا كار عبث انجام میدهد؟ خدا به انسان فرزند بدهد، بعد بگوید نسبت به او محبت نداشته باش؟ خب خودت از اوّل آن محبّت را بگیر! خدا خودش در آیه قرآن می فرماید «فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» تألیف بین قلوب از كجا آمده؟ پیغمبر و رسول خدا فرمودند: اگر كسی را دوست دارید این دوستی را به او اظهار كنید، در دلتان نگه ندارید، نگویید حالا بد است برای خودم نگه دارم! و آن به اصطلاح خودش یك موقعیتی برای ما به حساب میآید!، آدم هر چیزی را نباید بگوید!، نه! این دوستی كه الآن نسبت به رفیقتان دارید، این محبّت، محبّت الهی است، این محبّت الهی از بالا آمده، از دست شما نیامده، چرا دیروز دوست نداشتید؟ این محبّت را اظهار كنید، اظهار محبّت موجب پیوند است، موجب ألفت و انس است و تمام مسائل بر اساس محبّت شكل میگیرد.
