«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
15هر كاری میخواهید بكنید بكنید، با ما چكار دارید؟! دیگر با ما چكار دارید؟! ما دردسرساز هستیم برای شما، ما شما را به مضیقه میاندازیم، ما بر شما تحمیل میكنیم، ما بر شما صعوبت وارد میكنیم، مگر آدم عاقل میآید بپذیرد هر ضیقی را؟ هر تعبی را؟ نه آقا، وقتی كه احساس بشود یك نفر خلاصه دست برنمیدارد و بالاخره پیگیری میكند خب چه داعی دارد كه انسان بلند شود و بیاید در غیر از آن محیط حركت بكند؟
بارها و بارها بنده گفتم و الان هم میگویم و آن چه را كه میگویم از زبان مرحوم پدرم میگویم نه از خودم میگویم كه ایشان فرمودند تمام رفقای ما مثل دندانههای یك شانه هستند بارها ایشان این مسئله را گفتند و كلام بزرگان هم عبث نیست، شوخی نیست، شوخی نیست، عبث نیست، واقعیتی است كه میگویند یعنی در ارتباط با ما پستی و بلندی و فراز و نشیب معنا ندارد مرتبه بالا و مرتبه پایین معنا ندارد آقا بیاید بالا بنشیند و بقیه پایین بنشینند، معنا ندارد این چیزها معنا ندارد، ان اكرمكم عنداللَه اتقیكم خودتان میدانید و بین خدا از نظر ارتباط ظاهری شما با كسی دیگر فرق نمیكنید، تفاوت ندارید، حالا اگر ما بیایم به ظاهر بگوییم تفاوت نداریم، به ما هم كه میرسید میخندید و اظهار تذلل و تواضع ولی هم در درون خودمان و هم در تظاهر نسبت به افرادی كه دور و بر ما هستند این طور نباشیم، خب این غلط است این باطل است و این با آن چه را كه مطرح میشود در تعارض صد و هشتاد درجه است و این تبعات و زحمات و گرفتاری برای ما ایجاد میكند، ما را این وسط وقتمان را هی دارد تلف میكند، انرژی بی خود دارد از بین میبرد.
یك نفر از افراد در زمان مرحوم آقا یادم است، خب اینها را كه این بزرگان میگفتند برای چه میگفتند؟ برای این كه انسان متوجه بشود حالا كه سر این سفره آمده از این سفره استفاده كند نه این كه بنشیند كنار، برای خود ما خوب بود برای خود ما فایده داشت، این مسائل برای خود ما مفید است، راه خود ما را باز میكند و الا آدم ٨٠ سال همین طور میگوید و كتابهای آقا را با آنها حشر و نشر دارد و میگوید و میخواند و تصور میكند كه به آن راه است در حالتی كه مثل خر عصّاری صبح تا شب به دور آن سنگ نمیگردد و شب میبیند در سر جای خودش است چون آنچه را كه گفته شده به خود نزده به دیگران زده است اگر به خود میزد نحوه صحبتش با دیگران فرق میكرد، نحوه برخوردش با دیگران فرق میكرد، دیگران نسبت به او به نحو طبیعی و عادی برخورد میكردند، تا من نخواهم كسی نمیتواند مرا از جایگاه خودم تغییر بدهد، خودم میخواهم، خودم میخواهم كه در ظلالت بروم، خودم میخواهم كه از راه راست و آنچه را گفته شده است تخطی كنم،

