«عقلانیت و فهم» مهمترین شاخصه و ویژگی مکتب مرحوم علامه طهرانی
27أمیرالمؤمنین خودش پایبند حق است یا این كه نه أمیرالمؤمنین هم ممكن است خلاف كند؟ خطا كند؟!
این مكتب مكتبی است كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در طول حیاتشان رفقای و دوستان خودشان را، سُلاك را، خصوصی، عمومی، به این مطلب سوق میدادند، نماز شب اگر بخوانید بدون پایبندی به این فایده ندارد، ذكر اگر میخواهی بگویی بدون پایبندی به این فایده ندارد، ندارد دیگر، دیدید دیگر، قرآن اگر میخواهی بخوانی بدون پایبندی به این فایده ندارد، خوارج قرآن را میخواندند و حفظ بودند از اول تا آخر قرآن را حفظ بودند ولی این خوارج از قرآن چه مقدار بهره گرفتند؟ و چه مقدار متحقق به قرآن شدند؟ و چه مقدار مصداق آیات و مصداق این مفاهیم واقع شدند؟ چه مقدار؟ هیچ هیچ صم بكم عمی فهم لایعلقون هیچی، زن حامله دارد میگذرد میآیند میگیرند او را میگویند تو این طرفی هستی یا آن طرفی هستی؟ طرفدار علی هستی یا كی هستی ... ا پس طرفدار علی هستی بگو ببینم در شكمت چیست؟ من چه میدانم؟ الان بهت میگوییم چیست! خنجر را درمیآورد شكم زن را پاره میكند میگوید ببین پسر است یا دختر ... چرا به اینجا میرسند این خوارجی كه قرآن میخوانند نماز شب میخوانند از یك كیلومتری صدای نماز شبشان را میشنیدند یا دو كیلومتری صدای قرآنشان را چرا به اینجا میرسند؟ چرا؟ به خاطر این كه نیامدند به حق پایبند باشند و بر اساس آن حق عمل كنند و جلو بروند و قدم به قدم و مرتبه به مرتبه بیایند جلو، آمدند چكار كردند، پیش فرض برای خودشان درست كردند بر آن پیش فرض هر كسی داخل است از ما است و از آن پیش فرض هر كسی خارج است از ما نیست كافر است و باید شكمش را این جوری پاره كرد، پیش فرض برای چی؟ یعنی چه؟ چه پیش فرضی؟ چرا پیش فرض؟ أمیرالمؤمنین میگوید پیش فرض را بگذار كنار حُرّ باش، آزاد باش، در این مغزت خدا كاه قرار نداده كه هر كس هر چی گفت بگویی چشم، این مغز را خدا قرار داده برای موارد شبهه، كه به كارش بیاندازی، این مغز را خدا قرار داده برای موارد شك و برای افتراق طُرُق تا این كه راه صحیح را انتخاب كنی این مغز را خدا قرار داده برای این كه از میان آراء مختلف و از میان راههای پیشنهاد شده گوناگون و از میان تئوریهای مختلف تو بتوانی ببینی كدامشان حق است یا به حق نزدیكتر است، باشد عیب ندارد اگر هم نمیدانی به حق كدامش نزدیكتر است به واقع كدامش نزدیكتر است، كدامش به واقع نزدیكتر است، آیا به صرف این كه این خوارج مخالف با دستگاه اموی هستند پس بر حقند؟ چون خوارج مخالف با معاویه هستند، رفتند معاویه را بكشند دیگر، شمشیر خورد به پایش و بعد مسائل دیگر، بالاخره

