حیثیت توحیدی حاکم بر تمام آیات قرآن و احکام شرعی
13قدر فرض بكنید كه مسائلی كه پیش آمده كه از زن و بچّه و اینها جدا بودید و فلان یكی یكی شروع كردند به این نقاطی كه اینها روی همین داشتند دست میگذاشتند، روی همین، شروع كردند بعد گفتند حالا اگر بیائیم حساب كنیم و بسنجیم این مكّه آمدن را در قبال اینها این چقدر ما میتوانیم حساب كنیم؟ مایه گذاشتیم اینها به همدیگر یك نگاهی كردند و هیچی آقا! گفتم پس چه منّتی میخواهید سر خدا بگذارید؟ آی مادر اینجا یك ماه فلان كردیم، یك ماه دوری كردیم، یك ماه چه كردیم و خرج كردیم و فلان كردیم، این منّت گذاشتن این یعنی چه؟ به حساب آوردن یعنی چه؟ پس ما در این سفر عبارت ایشان بود: نه خرجی كردیم، نه از زن و بچّهای جدا شدیم و نه جلای وطنی كردیم و نه فرض بكیند كه مسئلهای در اینجا اتّفاق افتاده كه او را بخواهیم در قبال آن چه را كه توقّع داریم از خدا این را در مقابل او قرار بدهیم چیزی دست ما نیست، چیزی ما در دست نداریم، حالا كه چیزی ما در دست نداریم اگر قرار بشود خدا به شما بگوید شما میخواهید پولی را كه فرض بكنید كه این مقدار برای این سفر كنار گذاشتید در قبالش من چه و چه بدهم؟! اگر او بخواهد حساب برسد میدانید چه جوری حساب میرسد؟ میگوید یادت میآید كجا برداشتی چه پولی خرج كردی؟ یادت میآید آنجا خرج كردی؟ یادت میآید این مقدار اضافه آوردی اگر بخواهد اصلًا دیگر برو همه آنهایی كه اضافه من به تو دادم بیاور بسیار خب، این هم در كنارش قرار بده و چرتكه میاندازیم، اگر این اضافه شد ما در قبال این، این مسئله را به تو میدهیم اگر اضافه نشد آن موقع تو به ما بدهكار هستی. یادت میآید تو در آن جا چه سفرهایی رفتی؟ چند روز رفتی؟ دو هفته كجا رفتی؟ بیست روز كجا رفتی؟ اینها سفرهایی كه گذاشتی رفتی و كیف كردی و اصلًا در این مسائل نبودی، خب اینها را بیاور یك طرف بگذار این یك ماهی كه آمدی حج این هم یك طرف بگذار تا آن وقت ببینیم كه برتری با كدام خواهد بود، وقتی كه این مطالب را ایشان فرمودند یك دفعه ما دیدیم ایشان هی دارند سرشان را میاندازند پایین پایین پایین بعد گفتند كه رفقا با توجّه به آن چه را كه ما الآن بخواهیم به حساب بیاوریم پس ما چه كار كردیم؟ چه رنجی را ما تحّمل كردیم؟ چه مسئلهای را ما تحّمل كردیم؟ چه تعلّقی در این جا گرفته شده كه بخواهند آن؟ هیچی، دستمان خالی و صفر و هیچ عوضی را در اینجا نداریم تا معوّضی را از خدا بخواهیم در این جا بخواهیم تقاضا كنیم با دست خالی آمدیم و تقاضای عنایت و تقاضای لطف از آن طرف فقط همین، از یك طرف جیب خالی خالی و فقر محض و از آن طرف غنی بالذّات كه بحر كرم متلاطم او حدّ و انتها ندارد، این است. با دست خالی آمدیم این جا مسئله این است. در دیدگاه ماده و مادهگرایی برای انسان حساب و كتاب قائل هستند در قبال عنایت و لطف پروردگار، در دیدگاه توحید و اهل معرفت انسان جایی ندارد تا این كه بخواهد عرضه كند متاع خود را در این بازار، مگر عبد از پیش خودش چیزی دارد؟ مگر عبد دفترچه بانكی دارد كه بخواهد از حساب خودش بردارد، عبد چه دارد؟ مگر بنده چه دارد كه بخواهد آن را عرضه كند؟ صفر و صفر و صفر هیچ ندارد، هیچ ندارد. حالا كه هیچ ندارد با این دیدگاه انسان به خدای خودش رو میآورد كه خدایا من هیچ ندارم، هیچ نیستم، چیزی ندارم كه عرضه كنم. آن وقت با این كیفیت شما میبینید كه در این روحیه تأثیر میگذارد، در حال بنده تأثیر

