حیثیت توحیدی حاکم بر تمام آیات قرآن و احکام شرعی
19دیدگاهی است؟ مردم آن زمان متوجّه این دیدگاه نبودند. این دیدگاه دیدگاه فقه ظاهری است، این است قضیه این دیدگاه این دیدگاه دیدگاه شریعت ظاهری است آنها هم روی حساب خودشان درست میگفتند، روی حساب و فهم خودشان میگفتند حالا به جای این كه بیاییم شمشیر بزنیم و این همه كشته بدهیم و چه بدهیم و نه كشته و نه فلان تمام شد قضیه، الآن كلكش را میكنیم.
حضرت در اینجا چه میفرماید؟ حضرت میفرماید رسیدن به حكومت با نامردی كار من نیست، این است. با نامردی كار من نیست. آن حكومتی كه در آن اقامه نماز بشود، در آن اقامه روزه باشد، در آن اقامه نماز جمعه بشود، در آن چه بشود چه بشود با بستن آب، با بستن آب، كار من نیست، بله، من شما را آوردم، نامه دادم، امراء، آن رؤسای قبایل را از این طرف و آن طرف دعوت كردم چه كردم، از مدینه تا صفین خیلی راه است دویست فرسخ، بله، بیشتر از دویست فرسخ راه است شما را برداشتم آوردم در اینجا، این كارها را همه انجام دادم ولی میدانید در تمام این سفر حال و هوای من چه بود؟ فكر و خیال من چه بود؟ این فكر من در كجا كار میكرد؟ شما فكرتان كجا كار میكرد؟ من فكرم كجا كار میكرد؟! درست؟ منتهی آنها نخواستند از این بستر آماده استفاده كنند، نخواستند، اگر دنبال امیرالمؤمنین بودند یك یك حساب میرسیدند، با یك بستن آب كارشان تمام بود، با یكی از این مسائلی را كه میدیدند و به مطلب میرسیدند كارشان تمام بود. آنها ظاهر را میبینند البتّه خب عدهای بودند كه اینها جزو حواریون بودند و به مسائل و لمّ كار وارد بودند، اطلّاع داشتند، رموز را سردر میآوردند یواشكی هم میآمدند و یك خنده هم میكردند: خیال میكنید ما نمیدانیم؟ ما هم خبر داریم برای چه آب را باز كردیم؟! حضرت میفرمودند بله بله درست است .... ما از خودت یاد گرفتیم، خودت به ما یاد دادی، مردانگی را خودت به ما یاد دادی، حركت و توجیه به سمت توحید را خودت به ما یاد دادی، خودت این طوری به ما یاد دادی، خوشا به حال ایشان، واقعا خوشا به حال ایشان چه قدر آنها در حال و هوای عجیبی بودند، چقدر در حال و هوای عجیبی بودند! امیرالمؤمنین دارد به ما یاد میدهد، بیا فقهت را فقه توحیدی بكن این جوری، شریعتت را شریعت توحیدی بكن.

