
حیثیت توحیدی حاکم بر تمام آیات قرآن و احکام شرعی
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) در این جلسه صحبت راجع به كيفيّت تغذيه و تأثير آن در حال انسان چه تأثير مثبت و چه تأثير منفى ایراد فرمودند
حیثیت توحیدی حاکم بر تمام آیات قرآن و احکام شرعی
3تمام احكام اسلام كه در ارتباط با انسان و با سیر معنوی انسان در این دنیا كه برای او ما به این دنیا آمدیم این تنظیم شده است باید با هم هماهنگی داشته باشد و اگر هماهنگی نداشته باشند، همدیگر را دفع میكنند و این دفع موجب میشود كه انسان در راه بماند و نتواند حركت كند.
مثل این كه فرض بكنید كه یك شخصی وارد یك داروخانهای بشود و از آن اول داروخانه همه داروها را بگیرد و بخورد تا آخر، چه میشود؟ جنازهاش را میبرند بیرون، وقتی قرار باشد كه به همین كیفیت جلو برود، نتیجهای ندارد، باید متناسب باشد. لذا ما مشاهده میكنیم آن چه كه در آیات قرآن مورد توجّه قرار گرفته است آن حیثیت توحیدی است كه بر همه آیات و بر همه احكام و بر همه امور زندگی انسان آن جهت توحیدی باید جاری باشد و حاكم باشد تا این كه حركت انسان در سیر و سلوك الی اللَه و رسیدن به مقام معرفت دچار خدشه نشود، دچار تناقض نشود و دچار نفاق نشود و دچار ناهمگونی و ناهمسویی نشود.
امروزه نسبت به این مسئله چندان توجّهی نمیشود، یعنی آن چه كه مطرح میشود این است كه یكوظایفی را انسان باید انجام بدهد و بر طبق آن وظایف طبعاً یك ثوابی مترتّب است و بیش از این انسان مكلّف نیست، بیش از این انسان نسبت به این مسئله نباید تحقیق و تفحّص كند. سیر فقهی ما و مبانی اصولی ما در كتب مدوّنه مخصوصاً در نسبت به متأخرین، صرف نظر از بعضی از علما و فقهاء بزرگ مانند مرحوم شهید اوّل، شهید ثانی، علّامه حلّی، سید بن طاووس رضوان اللَه علیه، شیخ مفید كه شیخ مفید از آن فقهای بسیار بزرگ بود و پس از آن بالأخص عرفای بزرگ از فقها مثل مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی و مرحوم سید علی قزوینی و امثال ذلك و همین طور متأخّرین از بزرگان، اینها از نقطه نظر فنّی و از نقطه نظر فقهی و اصولی دارای دیدگاه خاصی نسبت به كیفیت استنباط و اجتهاد در احكام بودند، دیدگاه این بزرگان از فقها و علما دیدگاه آن سویه بوده است یعنی آن طرف مسئله در كیفیت استنباط و اجتهاد اینها دخالت داشته این حكمی كه الآن صادر میشود آیا این حكم به كمال آنها ضرر میرساند یا نمیرساند؟ به سیر آنها ضرر میرساند یا مفید است؟ تقرّب آنها را ایجاب میكند یا موجب ابتعاد آنها میشود؟ این یكی از دقیقترین و حساسّترین مسائلی است كه مخصوصاً فُضلا به این مسئله باید بسیار توجّه كنند و خیال نكنیم كه همین طوری مبانی ما یك مبانی ظاهری است كه فقط بر اساس اغماض و گذشت و عدم توجّه و چشم پوشیدن آن مبانی شكل میگیرد، در بسیاری از موارد داریم در خیلی از موارد كه مبنای شرع بر تسامح است، بر كوتاه آمدن است، بر گذشت است بر اینها هست، ولی در جاهای دیگر و در امور دیگر این مسئله باید مورد توجّه واقع بشود كه شرع در مبانی خودش چه راه و چه طریقی را در پیش گرفته و چه مقصدی را مورد توجّه قرار داده؟ مقصد او كجا است؟ آیا مانند ربات عمل كردن است؟ شما الآن در رسالههای فقهیه وقتی كه نگاه بكنید، در این رسالهها چه میبینید؟ در شرح دعای ابی حمزه ثمالی در همین ماه رمضان گذشته كه خدمت رفقا بودیم، اگر یاد رفقا باشد نسبت به كیفیت قرائت صلاة و كیفیت نمازی كه بزرگان دستور دادند انسان باید به آنها توجّه كند، مطالبی خدمت رفقا عرض شد و نسبت كیفیت نمازی كه دیگران به آن نماز توجّه دارند هم برای دوستان مطالبی عرض شد ما خیال میكنیم كه وقتی كه اول غروب میشود آن چه كه وظیفه ما است فقط این است كه بیائیم خیلی هنر بكنیم نمازمان را به تأخیر نیاندازیم، همین است و دیگر بیش از این نیست، جناب تلویزیون روشن است و هزار تا مسئله مسخره و ... دارد همین طوری پخش میكند صدایش بالا، یك وضویی میگیریم و وارد میشویم و مهر كجاست؟ همین جا روی طاقچه برمیداریم و میآییم و میایستیم آن جا در ضمن هم نمازمان را میخوانیم و هم آنچه را كه دارد آنجا به نمایش گذاشته میشود فوت نشود از ما، قشنگ تماشا كنیم، نه میدانیم الحمدلله كجا بود، نه ایاك نعبد ایاك نستعینش كجا رفت، نه قنوتش، و زود هم سر از سجده برمیداریم و هان ببینیم چه شد و یك چند ثانیهای كه فتره افتاد و فاصله واقع شد یك وقتی بیش از این از دست نرود، خب این نماز نماز درستی است اشكالی ندارد، این نماز نمازی است كه مسئلهای ندارد و مهم نیست.
