
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليهالسّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
توضیحات:
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليهالسّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
10خب این چه حسابی است؟ این چه حسابی است؟ این امیرالمؤمنین علیهالسّلام چه حسابی میكرد؟ یعنی ما واقعاً باید این طور باشیم یعنی این جور است قضیه؟ باید به این نحو باشیم در حالتی كه خب میبینیم اولیاء این طور نبودند، اولیایی كه ما دیدیم آنها را و با ایشان بودیم، اینها به این كیفیت نبودند وضعیت اینها این نبوده، البتّه البتّه در جاهای مختلف مانند این حالا نه در خصوص این قضیه چرا مسائلی دیدیم از ایشان نظیر به اصطلاح همین مطلب این چیست؟ مسئله چه بوده؟ آیا امیرالمؤمنین خوردن كبد را بر خودش حرام میدانست؟ خب این كه این طور نبود. آیا امیرالمؤمنین مثلًا حالا اگر نمیخورد طوری میشد؟ از كیسه خدا كم میآمد یا میخواست به خدا افتخار كند، فخر بفروشد كه من در این دنیا یك سال آمدم و گذشتم و با این كه اشتها داشتم وقتی كه رسیدم، نه! با خدا كه آدم این حرفها را ندارد. خدا میگوید تو بنده من هستی این نعمتها را قرار دادم برای تو، این كه بیایی و اینها را صرف كنی، پس اینها برای كیست؟ این نعمتهایی كه من اینها را قرار دادم پس برای كیست و برای چیست؟ و این مسئله فقط اختصاص به غذا ندارد، سایر مشتهیات انسان هم از همین باب است، تفاوتی نمیكند.
در مسئله نكاح به نظرم میرسد كه ما در این جلسات راجع به قضیه نكاح صحبت كردیم، راجع به ازدواج موقّت، راجع به تعدّد زوجات و آیه قرآن كه میفرماید مثنی و ثلاث و رباع این كه در كجا باید باشد این طور به نظرم میرسد كه جلساتی راجع به این قضیه صحبت شد، این مسئله أكل و تغذیه مثل آنها در همین راستا قرار دارد، مثلًا راجع به متّقین امیرالمؤمنین علیهالسّلام در خطبه متّقین میفرماید: منظوراً أكلهُ یا اكلُهُ، شخص متقّی غذایش كم است، غذا نمیخورد، حالا راجع به غذا خوردن، غذا كم خوردن این یك مطلب است كه خب به این میرسیم كه چرا باید غذا كم خورد؟ چرا وقتی كه میفرمایند قبل از این كه سیر بشوی دست از غذا برداری، علتش چیست؟ حالا آن جای خود ولی این كه اشتها، اشتهای همه چیز را ندارد. یا این كه روایتی از پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم مروی است كه فرمودند: من عرف اللَه یعنی سالك، كسی كه میخواهد در راه خدا قدم بگذارد، نه زندگیش را بگذراند به همین امور، نه، مَن عَرَفَ اللَه وَ عَظّمَهُ مَنَع فَاه مِنَ الكَلام كسی كه خدا را بشناسد، یعنی خدا را میشناسد و خود را با آن مشیت و رضای او تطبیق میدهد، خدا را شناختیم كه یكی است خب یكی است، یكی است، ما چه كنیم؟ خدا دو ندارد، نه این نیست، مَن عرف اللَه یعنی خدا را میشناسد، نعمتهای خدا را میشناسد، سعادتی را كه خدا نصیب انسان میكند را میشناسد، كیفیت نزول اسماء و صفات را میشناسد، مآل خود را در قبال خدا میشناسد، كیفیت موقعیت خودش را در این دنیا در قبال خدا میشناسد، این قسم شناخت.
