اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليه‏السّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند

کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد

توضیحات:

فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليه‏السّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد

15
  • ذكر یعنی توجّه، توجّه به یك معانی داشت توجه به یك حقایقی داشت، در ذهن خود مراتب وجودی خود را با آن سكوت جستجو می‌كرد، آن چه را كه برای او در شب اتفّاق افتاده بود در روز مرور می‌كرد و نسبت به آن و حقایق آن در روز بررسی می‌كرد. إذا سَكَتُوا فَسُكُوتُهُم ذِكرٌ وَ اذا نَظَروا فَنَظَرُهَم عِبرَةً وقتی كه نگاه می‌كنند، ما نگاه می‌كنیم به گل خوشمان می‌آید، نگاه می‌كنیم به این ماشین، عجب ماشین قشنگی است! نگاه به این ساختمان می‌كنیم! عجب ساختمان رفیعی است! عجب دستگاهی است! نگاه به باغ می‌كنیم، ولی اینها نه، نگاه كه می‌كنند نگاهشان عبرت است، نگاه می‌كنند و از این نگاه خودشان را جدا می‌كنند از تعلّقات، عِبرِة یعنی اعتبار، مایه گرفتن و فهمیدن. نگاهشان نگاه اعتبار است. نگاه ما فرق می‌كند وَ إذا نَطَقُوا فَنُطقُهُم حِكمَةَ، وقتی صحبت بكنند، صحبت آنها حكمت است، كلام آنها متقن است، مطالب آنها عین واقع است. حكمت یعنی عین واقع، نه این كه فرض كنید كه یك چیزی نگاه بكند و بیاید یك نظری بدهد، فردا بگوید ای داد بیداد اشتباه كردم، خلاف كردم.

  • امروز فتوا می‌دهد فردا فتوایش را عوض می‌كند، این كه حكمت نیست، حكمت آن است كه از اوّل تا آخر یكی است، تفاوت ندارد. می‌شود حكمت وَ إذا نَطَقُوا فَنُطقُهُم حِكمَةَ و اذا مَشَوا فَمَشیهُم بَینَ العِبادِ بَرَكَةً، در میان مردم وقتی حركت می‌كنند موجب خیر و بركت است. مردم متوجّه می‌شوند، مردم متوجّه اعمالشان می‌شوند، متوجّه كردارشان می‌شوند. وجود اینها در میان مردم خشیت ایجاد می‌كند، خوف ایجاد می‌كند، رغبت ایجاد می‌كند، امید ایجاد می‌كند.

  • وقتی كه به شمائل اینها نگاه می‌كنند، مردم چیزهای دیگری می‌فهمند، متوجّه خودشان می‌شوند كه یك چیزهای دیگری هم هست، یك مسائل دیگری هم هست.

  • وقتی كه مرحوم آقا حركت می‌كردند فاصله بین مسجد و منزل را طی می‌كردند. خب در این راه افراد متعددی بودند، اشخاص متعددی بودند، نصرانی در اینها بود، یهودی در اینها بود، مسلمان بود. گاهگاهی همان موقع و الآن هم گاهی بعضی از آنها كه با بنده گاهی یك سلام و علیكی دارند آنها می‌گویند وقتی پدرشما می‌آمد و می‌رفت ما یك حالتی را احساس می‌كردیم كه در سایر افراد یك همچنین حالتی را ما متوجّه نمی‌شدیم، نمی‌فهمیدیم چیست قضیه؟ ولی می‌فهمیدیم این یك حساب دیگری دارد. این یك مسئله‌اش با بقیه فرق می‌كند، لذا نصارا می‌آمدند سلام می‌كردند به ایشان یهودی‌ها می‌آمدند سلام می‌كردند. من در چشم اینها اشك می‌دیدم وقتی كه به مرحوم آقا توجّه می‌كردند و عرض ارادت می‌كردند، من در چشم اینها اشك می‌دیدم. این همان معنای اذا مَشَوا فَمَشیهُم بَینَ العِبادِ بَرَكَةً موجب خیر و موجب بركت و موجب نزول نعمات و اینها هست حالا ما بركت را به هر معنایی می‌خواهیم بگیریم، چه بركت مادّی و چه بركات معنوی، تغییراتی كه در روحیه و رفتار افراد پیدا می‌شود به واسطه مشی اینها و لولا الآجال التی قد كتب اللَه علیهم لم تستقرَّ أرواحهم فی أجسادهم خوفاً من العاقب و شوقاً إلی الثواب. رسول خدا صلی اللَه علیه و آله می‌فرمایند: اگر آن اجل‌هایی نبود كه خدا برای آنها تقریر كرده بود، یك لحظه این ارواح در اجساد اینها نبود، اینها اولیای خدا هستند ولی آن كسی كه باید كلامش را نگه دارد آنها نیستند بلكه آن ما هستیم، او هر صحبتی از دهانش دربیاید آن عین حكمت است، هر چه بیشتر بهتر، هر چه بیشتر بهتر، ما باید نگه داریم، ما باید سكوت كنیم، انشاءاللَه راجع به مسئله سكوت خواهیم رسید به این قضّیه كه حتّی نه این كه مسئله غیبت و تهمت و ... كه حتّی مطالب اخلاقی، حتّی آنها هم یك حدّی دارد، از حدّش بخواهد تجاوز بشود اثر، اثر عكس دارد متوجّه شدید، یعنی ده دقیقه اگر صحبت كنید بشود پانزده دقیقه اثر، اثر عكس دارد و چرا؟ بعداً انشاءاللَه به این مسئله می‌رسیم، این مال چیست؟ چرا؟ وقت گذشته دیگر این برای این است كه ما ببینیم برای چه ما غذا می‌خوریم؟ برای چه غذا می‌خوریم؟ آیا برای سدّ جوع و برای رسیدن به مطلوب آیا غذا می‌خوریم؟ یا برای اشتها می‌خوریم؟ یا برای لذّت بردن می‌خوریم؟ این مسئله، غذایی كه برای لذّت بردن خورده می‌شود آیا این غذا مانع و حاجب نمی‌شود؟ از انصراف ذهن به آن مطالب ربوبی نمی‌شود؟! اگر نظر رفقا باشد نسبت به مسئله ازدواج و مسئله نكاح من عرض كردم و بعد هم خواهیم گفت انشاءاللَه در جلسات دیگر كه چگونه همین مسئله ازدواج كه یك امر مباحی است از ناحیه شرع، فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‌ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ‌1 البته ما طاب در آن خیلی معنا است ولی این كه شما بیایید بگویید حالا كه شرع اجازه داده است برای ازدواج چه به نحو دائم چه به نحو موقّت، چون شرع اجازه داده است پس بنابراین به هر میزانی كه اشتها وجود دارد و لذّت وجود دارد من می‌توانم بهره‌مند بشوم، آیا این ما را باز نمی‌دارد از حركت؟ آیا ذهن را متوجّه جنبه حیوانی ما نمی‌كند؟ یا این هم فرمول دارد برای خودش؟ قانون دارد برای خودش؟ باید از حیث عقلانی این مسئله را بررسی كرد كه آیا لازم است یا لازم نیست؟ این غذایی كه الآن داریم می‌خوریم لازم است یا لازم نیست؟ یا به خاطر اشتها داریم می‌خوریم؟ اگر به خاطر اشتها خورده بشود آیا بر اعضا و جوارح اثر سوء نمی‌گذارد؟ بر كبد اثر سوء نمی‌گذارد؟ بر كلیه اثر سوء نمی‌گذارد؟ همین طوری چون غذای خوشمزه است! به فكر این كه آیا این مفید است یا نه نباید باشیم؟ چربی این غذا كم است یا زیاد است؟ مضر است یا نه نباید باشیم؟ خوردن‌گوشت برای ما اگر تولید اوره و اسید اوریك و اینها بكند باید حالا كه غذا خوشمزه است و همین طور .... این جا است كه غذا خوردن جنبه عقلانی پیدا می‌كند نه جنبه شهوانی، حالا خوشمزه هم می‌خواهد باشد، خب باشد. جنبه عقلانی پیدا می‌كند كه باید از روی عقل باشد. اگر از روی عقل باشد این نفس كه باید دارای حیات باشد و بخاطر حیاتش انسان را جلو ببرد آن حیاتش باقی است، آن دست نمی‌خورد و اگر بخواهد آن جنبه برگردد به جنبه شهوانی خب چرا غذای امشب را خوشمزه درست نكردی؟ سه ساعت در خانه بیكار بودی، فكر نكردی من این غذا را دوست ندارم، آدم بلند شود برود خانه یك داد هم سر بنده خدا بیچاره مخدّره مكرّمه با هزار تا گرفتاری بزند، نمی‌دانم چربی آن كم است، روغنش كم است، نمكش كم است، به جای حالا تشكّر بیاید فرض كنید كه یك سركوفت هم بزند آن زحمت را به تنش بگذارد بماند. این خوب است؟ این طور خوب است یا این كه نه وقتی می‌بیند غذا درست كرده غذا غذای مفید است، بیاید تشكر كند آفرین بارك اللَه به به عجب غذایی و چه خوب و این خستگی از تنش دربیاید ببیند شوهرش آمده تعریف دارد می‌كند وقتی خستگی درآمد می‌بیند این غذایی كه دارد می‌خورد یك كارهایی دارد در این بدن ایجاد می‌كند، یك كارهایی دارد می‌كند، حالا بیاید و بزند در سرش و فلان و اه تو هم كه فلان و نمی‌دانم عرضه نداری و نمی‌دانم ده سال ازدواج كردی هنوز بلد نیستی پلو درست كنی؟ فرض كن كه خورشت درست كنی؟ این یكدفعه مكدّر می‌شود این غذا حالا از این طرف دارد كاری دارد یك كارهایی می‌كند، خیلی مهم است، خیلی حساب است و باید انسان به این حسابها یكی یكی رسیدگی كند. انشاءاللَه امیدواریم تتمّه مطلب و مسئله برای جلسه آینده.

    1. قسمتى از آيه ٣ سوره النساء (٤)
/ 260