
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
فقره: ( فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ ) كيفيّت دستورى كه امام عليهالسّلام، نسبت به غذا و أكل و شُرب به عنوان فرموده بودند
کیفیت تأثیر غذا بر روح و ملکوت افراد
4ما مثل افراد گیج و گنگ هستیم افراد بیهوش كه هزار بلا بر سر این در بیاورند با یك آمپول زدن، سیستم عصبی او را از كار میاندازند و هر بلایی كه سرش بیاورند این دیگر نمیفهد، این كه نمیفهمد نه این كه نیست، هست، او نمیفهمد. چاقو بزنند در شكمش نمیفهمد، پایش را ارّه كنند، استخوانش را ارّه كنند، اصلًا به اندازه سرسوزنی حركت نمیكند، چون بیهوش است. این بلاها كه یكی یكی بر سر انسان میآید این بلاها میآید جای خودش را باز میكند. نگوییم چون نمیفهمیم، پس نیست. میآید و جای خودش را باز میكند، میآید و تأثیرش را میگذارد. این غذای شبهه ناكی كه الآن خورده میشود، میآید تأثیرش را میگذارد ما میگوییم نه طوریمان نشد، نمازمان را كه داریم میخوانیم، قرآنمان را میخوانیم، امشب هم بلند شدیم برای نماز پس مسئلهای نیست. یك ذرهّ آن نگاهی كه میكنیم این نگاه تأثیر خودش را میكند، آن خلافی كه میكنیم تأثیر میگذارد، آن عمل تأثیر میگذارد میگذارد میگذارد كم كم كم كم یك مرتبه احساس میكنیم بعد از گذشت شش ماه، ا چرا ما این طوری شدیم؟ چرا ما حالمان با سابق فرق كرده؟ چرا وقتی كه الآن ذكر امام حسین میآید آن حالت رقّت در ما نیست؟ چرا آمدن در این مجالس برای ما یك جنبه تكراری پیدا كرده است؟ چرا آن حال و هوا و عشقی كه برای شركت در بعضی از مجالس داریم الآن تبدیل به یك نوع فقط دیدن رفیق است؟ فقط برای این كه برویم ببینیم آقا چه میگوید امشب حرفش چیست؟ چه حرف تازهای آورده است؟ ببینید آن اصل مسئله میآید و میرود و از بین میرود و بعد یك پوششی از پوشش نوع خودش، نه از پوشش دیگر، نه از فضاهای دیگر، نه از جاهای دیگر از همین پوشش خودش میآید جای او را میگیرد. بله سینما نمیرویم، بله تئاتر نمیرویم، بله جاهای خلاف نمیرویم، بله در جایی كه غیبت میشود و تهمت میشود و امثال ذلك نمیرویم اینها را حواسمان هست ولی آن كه باید باشد نیست؟ آن چیست آن حال است، آن حال روح و حال نفس است كه آن انسان را حركت میدهد و میبرد. الآن به یك نوار تبدیل شدیم، نواری كه فرض كنید كه در آن قرآن گذاشته اند، نواری كه فرض كنید در آن شعر خوب گذاشته اند، نواری كه در آن مطالب خوب گذاشتند، صحبت گذاشتند، نوار كه روح ندارد، نوار كه جان ندارد، جان نوار كجاست؟ آن جانی كه باید آن جان باشد تا بتواند این نفس جلو برود و ببُرّد و رد كند و بگذرد و تعلّق را بردارد، آن جان وجود ندارد، اعمال تكراری میشود، رفتار تكراری میشود، این برای چیست؟ برای این است كه این عمل یك به یك آمده و كم كم آن مثال متصل را دگرگون كرده و برگردانده و به دنبال برگشتن آن مثال، صورت واقعی اتّصال كه همان حقیقت و جان نفس و جان روح است به صورت مكدّر درآمده ولی در ظاهر، پوشش پوشش دینی و شرعی و الهی دارد، ظاهرش این است و خطر این جا است. ای كاش ظاهر جور دیگری میشد و یك تلنگری به آدم میخورد ولی صحبت در این است كه ظاهر محفوظ است، روضه محفوظ است، جلسه محفوظ است، داد و بیداد محفوظ است، پرچم و بیرق و نمیدانم اعلان و تبلیغ و این طرف و آن طرف محفوظ است ولی ای كاش محفوظ نبود ای كاش تغییر پیدا میكرد این محفوظ بودن این چه صورتی دارد، این نمیگذارد انسان متوجّه بشود.
