دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
13بازیهایی كه درمیآورند، درویش به معنای آدم رند و آن كسی كه امور خودش را تسلیم رضای خدا كرده، خدایا تو را مرا خلق كردی، تو نسبت به همه از احوال من آگاه تری و تو موقعیت مرا میدانی، من هر چه دارم به خودت برگرداندم، آن چه را كه مورد رضای تو هست برای من تقدیر كن هرچه هست، هرچه هست برای من تقدیر كن، من از خود اضافه نمیكنم، من از خود كم و زیاد نمیخواهم بكنم، من از خود نمیخواهم مایه بگذارم، من از خود نمیخواهم در آن مشیت تو دست ببرم، نه، تو برای من این جور میخواهی این طور، تو این راهها را برای من بستی من نمیگویم باز كن، تو خودت میدانی، به صلاح من است خودت میدانی، به صلاح من نیست نكن تو خودت میدانی.
مرحوم والد ما رضوان اللَه علیه نسبت به استادشان این جوری بودند، یعنی آن چرا كه از استادشان طلب میكردند این امور نبود كه: بیا دعایی به ما بده ما برگردد یك ذكری بده برگردد یك وردی بده برگردد، این طور نبود، یك مطلبی را مرحوم حداد رضوان اللَه علیه به مرحوم والد داده بودند در تمام مدتی كه بنده با ایشان بودم فقط در یك مورد دیدم كه ایشان آن مطلب را اعمال كردند، فقط یك مورد و آن هم در موقعیتی بود كه اگر اعمال نمیكردند تخلف محسوب میشد و الا اگر میتوانستند آن را هم نمیكردند، تخلف محسوب میشد، در حالتی كه خودشان چقدر مسائل برای دیگران داشتند و چه كارهایی كه انجام ندادند و چه اموری كه حل نكردند و چه مسائلی كه ... چرا؟ چون میخواهد رشد كند این مرد، میخواهد جلو برود، نمیخواهد بماند، نمیخواهد بماند، نمیخواهد به این مسائل بگذراند، میخواهد از این سفره ای كه افتاده حداكثر بهره برداری را بكند، حداكثر استفاده را بكند، استفاده این است، استفاده به همین وضعیت و كیفیت است، این را میگویند استفاده.

