دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
24فرض كنید كه اگر یك شخصی خیلی صحبت میكند باید از اول ماه رجب بنا را بگذارد بر این كه صحبت خود را نصف كند میشود ثلث كند، زیاد صحبت میكند تا مینشیند پیش رفیقش شروع میكند از زمین و آسمان و در و دیوار ... خب نگوید یك خرده كمتر، ببیند اثر دارد یا ندارد؟ و همین طور جلوی تصورات را گرفتن و تخیلات را گرفتن در این ماه باید بیشتر باشد، انسان جلوی مسائل را بگیرد، نگذارد هر تصور و تخیلی برای او پیدا شود، از آن اموری كه به درد او نمیخورد، داعی ندارد راجع به آن فكر كند، برای چه فكر كند؟ انسان نسبت به اموری فكر میكند كه برای او مفید است، مسائلی كه پیدا میشود، حوادثی كه هست در اطراف انسان به انسان چه مربوط است؟ اینها افرادی را دارند كه به دنبال اینها بروند چرا انسان بیاید خودش را درگیر كند؟ قضایایی كه در اطراف انسان است و صد تا یك غاز هم نمیارزد كه انسان نسبت به آنها فكر كند و خواهی نخواهی به گوش انسان هم میرسد برای چه انسان بیاید خود را درگیر كند؟ یكی از مطالبی را كه ایشان تأكید داشتند كه سالك باید نسبت به او خیلی مراقبت كند این است كه از ورود اخباری كه ذهن او را اشغال میكند بپرهیزد، اخبار فلان جا، این اتفاق افتاد، فلان شهر این اتفاق افتاد، فلان آقا این را گفت، فلان آقا این كار را كرد، فلان آقا، اینها هیچ كدام به درد ما نمیخورد نه آب است برای ما نه نان هیچ كدام، غیر از این كه ذهن ما را بیگرد و فهم ما را بگیرد اشتغال بیاورد، خب بالاخره مطالبی را میشنود كه ناراحت میشود

