دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
25كه چرا این قضیه اتفاق افتاده؟ چرا این طور؟ كاری كه از دست كسی برنمی آید، چرا انسان بیاید بی خود ذهن خود را مشغول كند؟ نسبت به چیزی كه هیچ فایدهای ندارد؟ كسی هم از او نخواسته، كسی هم تكلیف نكرده، حالا یك نفر باید بداند از اخبار مطلع باشد از حوادثی كه پیش میآید مطلع باشد، خب باید او بداند و او تكلیف خودش را دارد، شما كه كسی از شما نخواسته كه بفهمی فلان كس یك مسئلهای را گفته، آن یكی آمد ردش كرد، آن یكی جوابش داد، بابا این حرفها همه را بریزید برای آن كسانی كه اصلا برای این مسائل ساخته شدهاند، اگر ما دنبال این حرفها نباشیم خیال نكنید كه كسی نیست یك عده را اصلا خدا درست كرده برای این كه این مسائل را پیگیری كنند و بار را از روی دوش ما بردارند، بار، بار شنیدنها و بار دیدنها و بار خواندنها، اینها همه بار دارد، دیگر آدم بیاید ببیند صحنه هایی را، آدم بشنود قضایایی را، آدم بیاید بخواند كه چه اتفاق افتاده و چه اتفاق خواهد افتاد و اوضاع هم كه دیگر مشخص است و خدا عدهای را خلق كرده كه بیایند زحمت ما را بكشند، بیایند صبح تا شب بخوانند ببینند بشنوند، شب تا صبح بخوانند بشنوند ببینند، صبح تا شب از این حرفها بزنند، شب تا صبح از این حرفها بشنوند، خب اینها زحمت ما را كم میكنند دیگر، حالا كه خدا یك عدهای را اصلا برای این كار درست كرده، برای این قضیه اصلا درست كرده، خب انسان بیاید چكار كند؟ خودشان بروند انجام بدهند، خودشان بروند این امور را پیگیری كنند دیگر، بروند دیگر، خود آنها بروند انجام بدهند.
مرحوم والد رضوان اللَه میفرماید كار دنیا را به اهل دنیا واگذار كن به تو چه مربوط است كه میآیی خودت را در این گونه امور دخیل میكنی و در این گونه امور درگیر میكنی؟ و از آن چه كه نصیب كسی نمیشود خودت را محروم میكنی؟ این مطالب گیر كسی نمیآید آقاجان من، این مسائل گیر كسی نمیآید، بزرگان آمدند این مطالب را فرمودند راهكار قرار دادند، مطلب قرار دادند، آن وقت انسان بیاید و به جای عمل به اینها سراغ چه برود؟ فلان حادثه، فلان شهر اتفاق افتاد، فلان آقا در فلان جا این حرف را زد، فلان، آقا اینها را ول كن برای خودشان، كار دنیا را ... یعنی چه آقا این جا چه خبر است، دیده اید آدم وقتی جایی میرود: آقا سلام علیكم حال شما؟ چه خبر؟ كوفت و چه خبر! تازه آمدم دارم با تو سلام میكنم" چه خبر؟!" یعنی چه تا آدم میرود جایی: خب چطورید؟ چه خبر؟ اوضاع چه خبر؟ بابا من دو دقیقه نیست آمدم یك میوهای یك چایی یك چیزی، مردم فقط در این هستند كه چه خبر؟ چه خبر؟! یعنی چه؟ خبر را بگذار برای آنهایی كه دنبال چه خبر هستند؟ برو خودت دنبال یك خبرهایی كه این جا پیدا نمیشود، برو دنبال آنها، اگر بخواهی دنبال آنها بروی با این چه خبر، چه خبرها، به دست نمیآید، متوجه هستید میخواهم چه عرض كنم؟

