
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
1 یکی از امور بسیار مهم در راستای وصول به مراتب عالیه کمالی مسئله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط نسبت به آن می باشد. 2 برداشت نادرست اغلب افراد از مسائل سلوکی. 3 تأکید مرحوم علامه طهرانی مبنی بر پرهیز افراد از احاله دادن مسائل و امور به سایر افراد و سلب مسئولیت از خود. 4 توقعات نابجا و نادرست افراد از اولیاء الهی و بزرگان. 5 عملکرد ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاء الهی بر اساس مسئله ظاهر می باشد. 6 تأکید بلیغ علامه طهرانی مبنی بر مطالعه سیره و تاریخ ائمه اطهار علیهم السلام و ادراک کیفیت منش و ارتباط ایشان با مخالفین خود. 7 عدم تأثیر مناصب و امور اعتباری در کیفیت ارتباط و تعامل ائمه اطهار علیهم السلام با مردم. 8 توضیحی در ارتباط با نحوۀ ارتباط و تعامل امیرالمؤمنین علیه السلام با افراد . 9 رسیدن به مراتب کمالی و رشد ، تنها در صورت حرکت در مسیر و راهی است که ائمه اطهار و اولیاء الهی ترسیم کرده اند . 10 کیفیت عملکرد مرحوم علامه طهرانی در مواجهۀ با مخدّرات . 11 عدم ترقی و رشد فردی که از مرحوم قاضی طلب دستور برای نیفتادن چشمش به نامحرم کرده بود. 12 پایه و اساس مسئله سلوک الی اللَه مراقبه می باشد. 13 دلیل تأکید بزرگان مبنی بر پرهیز افراد از عصبانی شدن نسبت به امور. 14 چگونه پرداختن به مسائل سلوکی و قیام به نماز شب و اوراد از طرفی و عدم رعایت مسائل و وظائف در روز موجب توقف و تثبیت نفس سالک می شود. 15 توقعات نابجای برخی از شاگردان مرحوم حداد از ایشان. 16 انسان همواره باید مسیر خود را در زندگی به گونه ای ترسیم کند که بر طبق مشیت و تقدیر و رضای الهی باشد.
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
توضیحات:
1 یکی از امور بسیار مهم در راستای وصول به مراتب عالیه کمالی مسئله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط نسبت به آن می باشد. 2 برداشت نادرست اغلب افراد از مسائل سلوکی. 3 تأکید مرحوم علامه طهرانی مبنی بر پرهیز افراد از احاله دادن مسائل و امور به سایر افراد و سلب مسئولیت از خود. 4 توقعات نابجا و نادرست افراد از اولیاء الهی و بزرگان. 5 عملکرد ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاء الهی بر اساس مسئله ظاهر می باشد. 6 تأکید بلیغ علامه طهرانی مبنی بر مطالعه سیره و تاریخ ائمه اطهار علیهم السلام و ادراک کیفیت منش و ارتباط ایشان با مخالفین خود. 7 عدم تأثیر مناصب و امور اعتباری در کیفیت ارتباط و تعامل ائمه اطهار علیهم السلام با مردم. 8 توضیحی در ارتباط با نحوۀ ارتباط و تعامل امیرالمؤمنین علیه السلام با افراد . 9 رسیدن به مراتب کمالی و رشد ، تنها در صورت حرکت در مسیر و راهی است که ائمه اطهار و اولیاء الهی ترسیم کرده اند . 10 کیفیت عملکرد مرحوم علامه طهرانی در مواجهۀ با مخدّرات . 11 عدم ترقی و رشد فردی که از مرحوم قاضی طلب دستور برای نیفتادن چشمش به نامحرم کرده بود. 12 پایه و اساس مسئله سلوک الی اللَه مراقبه می باشد. 13 دلیل تأکید بزرگان مبنی بر پرهیز افراد از عصبانی شدن نسبت به امور. 14 چگونه پرداختن به مسائل سلوکی و قیام به نماز شب و اوراد از طرفی و عدم رعایت مسائل و وظائف در روز موجب توقف و تثبیت نفس سالک می شود. 15 توقعات نابجای برخی از شاگردان مرحوم حداد از ایشان. 16 انسان همواره باید مسیر خود را در زندگی به گونه ای ترسیم کند که بر طبق مشیت و تقدیر و رضای الهی باشد.
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (١)
15آن كه ما الان داریم چیست؟ كسی كه نظر به جزئیت دارد: آی فلانی این نظر را داد، فلانی این حرف را زد، آی فلانی این جوابش را داد، آی فلانی این جور كرد، آی فلانی این جور مقابله كرد، همهاش آی آی آی آی تا آخر همهاش آی آی میماند، هیچ تغییر نمیكند، یك قضیه را رویش زوم میكند، نسبت به آن توجه میكند بعد یك مرتبه میبیند كه خراب شد، نسبت به یك نفر اعتماد میكند: این میتواند كارم را راه بیاندازد این فلان كس میتواند این عمل را انجام دهد، این میتواند آن چه را كه من در ذهن دارم و توقع دارم به منصهظهور بیاورد یكدفعه بعد از پانزده روز میبیند این صد و هشتاد درجه این جوری شد، یكدفعه آدم مینشیند عجب! پانزده روز هی این در فكرش میگذرد كه الان این تأثیر را میگذارد این كاری را كه موافق با میل و موافق با خواست است انجام میدهد خبر ندارد كه آن برای دنیا است تا دنیا بچرخد و این هم به این طرف میچرخد خاك بر سر در این جا گیر افتادی و این دو هفته خود را در فكر و خیال آن گذراندی، میخواستی نكنی، چه كسی ضرر میكند؟ اینها كه اهل دنیا هستند كه هیچ، آن كسی كه در این وسط ضرر كرده آن كسی است كه دو هفته امید بسته به این كه او بیاید و این اقدام را انجام بدهد و یكدفعه میبیند نكرد، ا عجب، ا یعنی چه؟ یعنی دو هفته را باختی، دو هفته از كیسه ات رفت، ولی اگر آمد از همان اول یك حرفی را زد نگاه میكنی یك لبخند بزنی یك نیشخند بزنی، بابا اینها كشك است، آن یكی میآید فرض كنید كه جواب بدهد، یك نیشخند، آن هم مثل این، سگ زرد برادر شغال است، تفاوتی با هم نمیكنند، همه یكی است، ان وقت چه میشود؟ انسان میآید از این جزئیت بیرون، و به كلیت میرسد، عارف به چه كسی میگویند؟ عارف به كسی میگویند كه ذهن او ..... مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در آن مقدمه كه برای قانون اساسی نوشتند، یاد رفقا هست؟ نوشتند كه حاكم اسلام باید از جزئیت به كلیت رسیده باشد، یعنی این جریانات را از آن دید كلی نگاه كند و دید تثبیبی نگاه كند، نه این كه از آن دید پایین و دل ببندد به حمایت این یا حمایت آن یا حمایت فلان، این حمایتها یك روز كنار میرود، عجب عجب پس این طور شد، خب بله این طور است دیگر، دنیا همین است دیگر، قرار نیست كه دنیا همیشه بر وفق مراد باشد، یك روز این طور است، گهی پشت به زین و گهی زین به پشت، دنیا همین است.
