اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

تبیین ضرورت اطاعت از شریعت و استاد عرفان

17351
جلسات
نسخه عربی

لزوم متابعت كامل از استاد در سیر و سلوك الی اللَه

15
  • نورانیّت پیغمبر یعنی نشستن پهلوی یک زن ابن السبیل، که کنار کوچه نشسته و فقیر و خاک نشین است؛ و پیغمبر هم می‌گفت: «﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾ من أفقر فقراء هستم؛ کدام فقیری از من فقیرتر است؟»1 راست هم همین است. پیغمبر به خودش مراجعه می‌کند و می‌بیند خیلی فقیر است. خدا غنی است و بس. هرکسی برای خودش ادّعای غنا کند، این ادّعای باطل است، و خدا به او نشان می‌دهد که این ادّعا باطل است؛ اگر انسان به بدن خودش ادّعای غنا کند، خدا به انسان نشان می‌دهد که غلط است، این را از او می‌گیرند؛ اگر انسان به چشم خودش متّکی باشد، به ادراک خودش، به فهمِ خودش، و هر چیز دیگر، بالأخره آخرش مرگ است و بولدزر می‌آید همه را صاف می‌کند و می‌برد، دیگر تمام شد.

  • پس انسان باید بگوید: خدایا این چشمی که به من دادی نعمت و آیت توست، من را موفّق کن در راه تو مصرف کنم؛ دستم مال توست، قلبم مال توست، ادراکم مال توست،‌ هر نعمتی که به من دادی، مال توست، مال من نیست،‌ من فقیرم؛ فقیرم یعنی بنده، یعنی تو حرف مولا را گوش بده، یعنی بگو من مطیعم.

  • این زن می‌آید و می‌گوید: یا رسول اللَه، بیا پیش من بنشین؛ و این پیغمبر هم بندۀ خداست، تقاضای اوست، پیغمبر هم می‌فرماید: چشم؛ این را می‌گویند بنده.

  • «أشهَدُ أنّ محمّدًا عَبدُهُ و رَسولُه»، که شهادت بر عبودیّت مقدّم بر شهادت بر رسالت است و مقام عبودیّت بالاتر از رسالت است؛ اوّل انسان باید بنده بشود تا خدا انسان را رسول کند، نه اینکه خدا انسان را اوّل رسول می‌کند بعد مقام عبودیّت به او می‌دهد، غلط است؛ تا انسان عبد نشود قابل رسالت نیست.

  • عبد یعنی خروج از خودپسندی و خودرأیی 

  • عبد یعنی کسی که از تمام خودی و خود رأیی و خود فکری خارج شده، عین آن مریضی که در بیمارستان است، باید از همۀ ارادۀ خودش بیرون بیاید؛ باید مثل موم، تسلیم در دست آن طبیب باشد، این طرفش بکن، چشم، آن طرفش بکن، چشم، آمپول را اینجا می‌زنم، چشم، به آنجا بزنم، چشم، آقا امروز غذا نخور،‌ چشم، خب، آقا بیا زیر چاقو، چشم؛‌ آقا بی‌هوشی چقدر طول می‌کشد؟ این می‌گوید: آقا فلان قدر بی‌هوشی برای من زیاد است؛ می‌گوید: آقا فضولی موقوف! چرا خودت را معطّل می‌کنی، قاعده‌اش این است. این را می‌گویند بنده، و خیلی هم مقام عالی است، چه قدر صفا! چه قدر خضوع!

    1. در مجامع روایی عباراتی با مضمون: «فأیُّ فقیرٍ أفقرُ منّی»، «أصبَحتُ فقیرًا و لا أجِدُ أفقرَ مِنّی»، «و لا أحدَ أفقرَ مِنّی إلیک»، «لا أجِدُ أفقرَ مِنّی إلیک» و ... از حضرت عیسی و امام حسن مجتبی و امام علیّ بن الحسین علیهم السّلام و ... وارد شده است. (محقّق)