
وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
ستّاریّت پروردگار نسبت به گناهان بندگان. ضعف و نیاز مطلق انسان در لحظۀ مرگ. وضعیّت انسان در وقت احتضار. معنای سکرات. شروع قیامت با ورود در عالم برزخ. بیفایده بودن اعتباریّات عالم مادّه بعد از مرگ. توصیف وضعیّت میّت در هنگام غسل دادن. توصیف وضعیّت میّت در هنگام تشییع. محال بودن رجوع به دنیا بعد از مرگ. توصیف انقطاع روح میّت به پروردگار در هنگام تشییع. حال غربت و تنهایی میّت در قبر. قبر، خانۀ جدیدی که باید وسایلش را از پیش فرستاد. تقوا و عمل صالح، مأمور آبادی خانۀ آخرت. عدم امکان کوچ از منزل آخرت و فعلیّت به منزل دیگر. ذات پروردگار، تنها انیس موحّدین در عالم قبر. تفسیر توحیدی فقرۀ: «حَتَّی لا أستَأنِسَ بِغَیرِک». هلاکت، ثمرۀ اتّکاء بر نفس. حرکت به سوی حق، ثمرۀ اتّکاء بر پروردگار. تمسّک به رحمت پروردگار، یگانه راه نجات از لغزشگاهها. عنایت پروردگار، تنها ملجأ انسان در عالم قبر. نیاز انسان به نفَسهای جانپرور حق، در کُربات عالم قبر. منحصر بودن راه و نیاز ما به سوی پروردگار. معنای «أجل» در عبارت حضرت. داستان عاقبت سلطان جائر به نقل از مرحوم انصاری رضوان اللَه علیه. لزوم آمادگی انسان برای مرگ. منحصر بودن امید و رجاءِ انسان در پروردگار. خوف حضرت سجّاد علیه السّلام از چیست؟. امید به عفو. اعطاءِ قابلیّت از جانب خدا. وسوسۀ شیطان: «سیر راه خدا مال افرادی است که قابلیّت داشته باشند». علّت اجابت دعای مضطر. نحوۀ معرّفی اسم أعظم، توسّط امام علیه السّلام. شخص مضطر و منقطع، خوب میفهمد که مستحق نیست. معنای «أهلُ التَّقویٰ و أهلُ المَغفرة» در عبارت حضرت. خصوصیّات لباس و خلعتی که خدا بر تن انسان می کند. تذکّراتی پیرامون شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان.
وضعیت انسان پس از مرگ و لزوم آمادگی انسان قبل از مرگ
5توصیف وضعیّت میّت در هنگام غسل دادن
«و ارحَمنی صَریعًا عَلَی الفِراشِ تُقَلِّبُنی أیدی أحِبَّتی؛ رحم کن بر من در آنوقتیکه در رختخواب افتادم و چنین حالتی دارم که دستهای اَحبّه و نزدیکان و اَقربا من را این طرف و آن طرف میکنند؛ آب به دهان میریزند، دستم را از زیر بدنم بیرون میآوردند، [چون] دیگر نمیتوانم [دستم را] بیرون بیاورم!»
و تَفَضَّل عَلَیَّ مَمدودًا عَلَی المُغتَسَلِ یُقَلِّبُنی صالِحُ جیرَتی؛ «بر من تفضّل کن، مهربانی کن، کرم کن، آن هنگامی که مرا روی سنگ غسّالخانه انداختهاند و بدن مرا در آنجا دراز کردهاند و آن همسایههای خوب که با جنازۀ من آمدهاندند، مشغول غسل دادن هستند و مرا از این طرف به آن طرف میکنند، یکی آب میریزد و یکی غسل میدهد و مرا این طرف و آن طرف میکنند که آب به همۀ بدن من برسد!»
من همان انسانی بودم که در این دنیا چنین قدرتی داشتم [امّا] در آنجا فاقد همهگونۀ قدرتها هستم؛ بدنم روی زمین افتاده، بر دستهای همسایگان و جیران صالح که به عنوان کمک و اعانت آمدند و با این عمل کمک میکنند و مرا در روی مغتسل انداختند و غسل میدهند، در آنجا بر من تو تفضّل کن! تو مرا تنها نگذار! من احتیاج به کمک تو دارم!
توصیف وضعیّت میّت در هنگام تشییع
و تَحَنَّن عَلَیَّ مَحمولًا قَد تَناوَلَ الأقرِباءُ أطرافَ جِنازَتی؛ «بر من تحنّن (تحنّن یعنی مِهر و محبّت) و عطوفت بنما آن هنگامی که مرا در روی جنازه (جنازه یعنی تابوت) گذاشتهاند و اطرافش را گرفتهاند و دارند میبرند!»
من را در خانه غسل دادهاند و حالا اطراف جنازه را گرفتند و رو به قبرستان دارند میبرند دیگر؛ لحظهلحظه میخواهند ببرند و به خاک بسپارند و مرا طعمۀ خاک کنند، خاک را بشکافند و مرا در درون خاک بگذارند و خاک را هم ببندند و برگردند دیگر، مرا تحویل خاک بدهند، طعمۀ خاک کنند. در آن هنگامی که من محمولم، بر من ترحّم کن! چهقِسم ترحّم کن؟ آخر آن شخص محمول، بدنش محمول است [امّا] روحش که بیدار است؛ روحش بر همان بالای جنازهاش حرکت میکند و فریاد میزند:
