
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
سالک باید از افراط وتفریط در ماکل و مشرب پرهیز کند. تاثیر غفلت در سقوط انسان و...
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
4و همین طور در سایر مسایل و در سایر اموری كه مشاهده میكنید در كیفیت ملبس، در كیفیت مأكل، در كیفیت مشرب در كیفیت موارد سكنی و امثال ذلك، این چه جور میشود این مسئله را توجیه كرد؟
خدا میگوید كی آمده حرام كرده؟، كی آمده میگوید این بد است؟ یا آن خوب است؟ چه كسی آمده این مسائل را این طور بیان كرده و راه را به این كیفیت نشان داده؟
خب ما افرادی را میبینیم كه به این شكل هستند و به طور كلی تصوّر آنها بر این است كه اصلًا كسی كه میخواهد به آخرت رو بیاورد نباید به لذّات دنیا توجّه كند، نباید اصلًا این طور باشد، كسی كه میخواهد به آخرت رو بیاورد نباید فرض كنید كه لباس نظیف، لباس تمیز، لباس منظّم و مرتّب بپوشد، نباید عطر بزند، خوشبو باشد، معطّر باشد اینها مال اهل دنیا است!. اینها مال افرادی است كه به دنیا و به لذّات دنیا توجّه دارند! كسی كه میخواهد به آخرت رو بیاورد، نباید فرض كنید كه از غذای عادی یعنی مورد توجّه مردم، مورد علاقهمردم استفاده كند باید حتماً به یك كیفیتی باشد، به یك نحوی باشد كه مورد بی رغبتی مردم هست. مورد بیتوجّهی هست. این قسم باید در این دنیا زندگی كرد و این قسم باید در دنیا زیست تا این كه به این واسطه، انسان بتواند آن جنبه اخروی را در خود تقویت كند و نسبت به این مطالب باید بگذرد.
این گونه تصّور یك بخشی از افراد نسبت به این مسئله تصّرف دارند خود بنده هم با این افراد برخورد داشتم. حتّی بودند كسانی كه ارتباط داشتند و این قسم را میپسندیدند و به این قسم توجّه داشتند. البته خب اگر ما بخواهیم در این زمینه نسبت به این مسئله توجّه كنیم، این همه مسائل را دربرمیگیرد یعنی فقط قضیه به أكل و شرب برنمیگردد، سایر مسایل مثل ازدواج هم پس بنابراین انسان باید همین روش را و همین كیفیت را اعمال كند دیگر، حتّی آن مهمتر است! در حالتی كه میبینیم این افراد در آن قسمت یك قدری سلیقه ایشان از ما هم بهتر است و نسبت به رعایت بعضی از مسائل بسیار توجه دارند!، چیزهایی كه حتّی ممكن است خود ما نه به آن توجّه داشته باشیم و نه به فكرمان رسیده باشد. التفات میفرمایید؟ خب به این نحوه و به این كیفیت نمیشود، خب این یك مسئلهای است كه به خلاف در اذهان مقدّس مآبان قرار گرفته و این تقدّس مآبی هم آمده و به عنوان یك فرهنگ و افتخار شده و عرضه این مسئله در میان افراد جا افتاده و خیلی از افراد هم روی این مسئله فكر میكنند مثلًا میگویند فلان شخص مثلًا زندگی سادهای دارد، زندگی فلان شخص خیلی زاهدانه است و این باید این طور باشد و باید الگو باشد باید چه باشد ...
