
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
سالک باید از افراط وتفریط در ماکل و مشرب پرهیز کند. تاثیر غفلت در سقوط انسان و...
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
8الآن این چیزهایی كه شما دارید مشاهده میكنید این مسائلی كه دارید مشاهده میكنید یك چیزهایی كه واقعاً فرض كنید كه انسان تعجّب میكند چطور یك شخص مثلا یك زن یا یك مرد میآید بعض این نقوش را به خودش میبندد و یك كارهایی میكنند ... سر و كله و پا و همه را یك خال سیاه و سفید و نقش اجنّه و مجنّه ... و اینها را همه زیبا میبینند، تمام اینها را زیبا میبینید، واقعاً انسان تعجّب میكند آخر یك انسان كه میتواند چه قدر زیبا باشد و چه قدر با جمال باشد، با دست خودش میآید و خود را كریه میكند، كریه و لذّت میبرد و به دیگران ارائه میدهد، ببینید من این طور هستم، من این نقش را در بدن خودم به این نحوه درآوردم؟ این چه جمالی میشود تصّور كرد از این قضیه؟ این برای چیست؟ برای این است كه این عوض شده، عوض شده، فطرتش عوض شده، غرائض او تغییر پیدا كرده، آن سرشت و ذاتیاتی كه خدا در وجود او قرار داده آن ذاتّیات برگشته، قلب شده، موی زیبا دیگر برای او زیبایی را از دست داده، این خیلی عجیب است، البته این جا جایش نیست من فقط به عنوان گذرا دارم میگویم، آقا همین انسان به جایی میرسد از بوی تعفّن لذت میبرد، میشود شما یك همچنین تصورّی داشته باشید؟ یعنی هر چه رایحه متعفّنتر باشد این لذّتش بیشتر است، و این جمال است؟ ای هزار چیز بر این جمال اگر قرار باشد این جمال باشد!!، این كمال باشد، این لذّت باشد و از بوی عطر فرار میكند، از بوی گل یاس این انسان فرار میكند و دور میشود چرا چون از انسانیت بیرون آمده خودش را از انسانیت خارج كرده آخر انسان كه نمیآید به این رایحه تمایل داشته باشد، انسان كه نمیآید به این رایحه میل داشته باشد. چرا میگویند از گناه باید دوری كرد؟ چرا؟ چون گناه میآید یواش یواش هی میخورد، آهسته آهسته میآید آن چه را كه در فطرت هست عوض میكند. امروز نمیتواند ببیند كسی سر گنجشك را میبرد، فردا خودش سر انسان را میبرد و جدا میكند و ككش هم نمیگزد!! چه شده كه از این جا به این جا رسید؟! ككش هم نمیگزد این افراد این جلّادها، این نرونهای تاریخ، این نمرودها، این فرعونها اینها كه از اوّل این طور نبودند از اوّل یك آدمی بودند مثل بقیه آدمها یك انسانی بودند مثل بقیه انسانها، آنها هم حتّی اگر فرض كنید كه یك مرغی را سرش را میبریدند ... .
