
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
سالک باید از افراط وتفریط در ماکل و مشرب پرهیز کند. تاثیر غفلت در سقوط انسان و...
دیدگاه مکتب عرفان نسبت به مساله تغذیه و پرهیز از افراط و تفریط (٢)
9بعضی هستند كه دیدهاید كه حتّی تا بزرگ هم كه میشوند مثلًا مرغ نمیخورند، گوسفند نمیخورند چون در كودكی مثلًا یك وقتی سربریدن حیوان را مشاهده میكردهاند، لذا میگویند نباید بچّه را گذاشت ببیند، سابق هم وقتی در منزل گوسفندی میخواستند ذبح كنند مرحوم آقا نمیگذاشتند ما بیاییم نگاه كنیم و وقتی كه سرش را میبریدند برای پوست كندن و ... آن موقع دیگر مجاز بودیم بیاییم والّا قبلش نه، این اثر میگذارد، این اثر میگذارد و آن نَفس میگیرد و در آن اثر بد میگذارد اوّل این طور است ولی بعد اگر به این فطرت لبیك نگفت به این فطرت پاسخ نداد و خود را در معرض تغییر و تبدّل غرائض فطری قرار داد آن هم عوض میشود، آن هم كم كم آن رحمیت تغییر پیدا میكند، آن عطوفت تغییر پیدا میكند، آن چه كه در دل است هی عوض میشود دیروز اگر نگاه میكرد میدید دارند یك گوسفند را ذبح میكنند ناراحت میشد سرش را برمیگرداند الآن میرود قشنگ میایستد نگاه میكند كه ببیند چطور یك مقداری هم كه میگذرد نسبت به افراد و انسان و .... این عكس العملی نشان نمیدهد و بعد وقتی گذشت اصلًا خودش میشود عین آن مظهر قساوت و مظهر جلادت و مظهر خشنونت میشود، عین این مسئله، چون غریزه او تغییر پیدا كرده، فطرت او تغییر پیدا كرده و عوض شده و در این زمینه آیات زیاد است و همین آیات مربوط به ختم خَتَمَ اللَه عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ1 و امثال ذلك خب به همین مسائل و اینها است.
این مطلب به آن جاها میرسد كه انسان تغییر در فرهنگ و در آن سرشت خودش این تحولات را مشاهده میكند مگر این كه دیگر دور باشد از مسائل كم كم دور باشد و لذا همین شخص وقتی كم كم آمد از این محیط جدا شد در یك فضای دیگر رفت یك مرتبه با آن مسائل غیرعادی خودش وقتی برخورد میكند چندشش میشود، عجب؟ چرا این طور شد چرا من این طور هستم؟ وقتی قرار بشود خدا به او لطف كند و برگردد و پشت پا بزند به آن چه كه سابقاً رفته، نسبت به وضعیت فعلی خودش خیلی متأثّر میشود ا ا عجب من این بودم من در یك همچنین وضعیتی بودم وقتی كه دیدید انسان یك گناهی میكند یك خطایی از او سرمیزند وقتی حالت تنبّه پیدا میشود چه قدر چندش آور میشود برای او این حالت گذشته این چندش آور بودن به خاطر این است كه الآن در فضای سالمی قرار گرفته روحش در یك فضای سالم و سلامتی واقع شده، این تبدّل حال حكایت میكند آن فضا فضای نامناسب بود آن فضا غلط بود در حالتی كه كیف میكرد. آن فضا فضای خلاف بود در حالتی كه لذت میبرد آن فضا فضای خلافی بود این جا است كه بزرگان و اولیا دستور مراقبه میدهند مال این است كه این فضا به این فضا برنگردد، تغییر پیدا نكند، تحوّل پیدا نكند، همه مال این است، مراقبه یعنی همین كه انسان از این موقعیت برنگردد به این موقعیت از این فضای توحیدی كه خدا برای او قرار داده به یك فضای ساختگی مبتعد از توحید و دور از آن فضای روحانی قرار نگیرد كه در آن فضا برای او كشتن انسان مثل كشتن یك گنجشك است هیچ تفاوتی نمیكند در آن فضا دروغ گفتن مثل آب خوردن برای او هیچ فرقی نمیكند، اصلًا فرقی نمیكند، هیچ، هیچ، راحت، خیلی خب هیچ اشكال ندارد، چه اشكال دارد در آن فضا ایذاء مؤمن و ایذاء دیگران خیلی راحت است نه هیچ مشكل نیست مصلحت من است دیگر!! وقتی مصلحت من است ... یعنی آن چنان مسائلی را كه زشتترین و قبیحترین و وقیحترین پدیده و حادثهای است كه انسان میتواند به عنوان یك پدیده ناموزون با ناموس خلقت و ناموس تربیت میتواند نام ببرد برای او خیلی راحت، خیلی آرام، هیچ مسئلهای نیست، هیچ مشكلی نیست، این چیست؟ این عوض شده، این عوض شده، تغییر پیدا كرده، راحت عوض میشود.
- سوره بقره (٢) آيه ٧
