اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خصوصیات ماه مبارک رمضان در دیدگاه اهل معرفت

0
عنوان بصری
عنوان بصری

فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ بیاناتی پیرامون خصوصیات ماه مبارک رمضان و کیفیت تغذیه

خصوصیات ماه مبارک رمضان در دیدگاه اهل معرفت

5
  • یك وقت من این قضیه را نقل كرده بودم كه مرحوم آقا می‌فرمودند كه یك گروهی در یك زمانی رفته بودند برای حج در آن ایامی كه درب كعبه را باز می‌كنند و كعبه را شستشو می‌دهند و معطر می‌كنند خب عده ای را آن جا راه می‌دهند می‌برند در همان بیت درب را باز می‌كنند افراد می‌آیند، از مسئولین، از همان حكام، آن جا می‌آیند برای این مسئله، عده‌ای از این جا رفته بودند در همان زمانهای سابق، خیلی سابق، خب در میان اینها افرادی بودند كه اینها به حسب ظاهر سر و وضع خوبی نداشتند، وضعیت اینها وضعیت مناسبی نبوده، اوضاع و احوالشان اوضاع و احوالی نبوده، اهل نماز نبودند، اهل نماز نبودند، اصلا اهل عبادت نبودند، كار خلاف می‌كردند، افراد همچنین خیلی علیه‌السّلامی به قول ما نبودند، یك شخص نقل می‌كرد می‌گفت من خود شاهد بودم كه وقتی كه وارد این مكان مقدس شدیم یك مرتبه نفهمیدیم چه شد كه یك حالتی آمد بر همه عارض شد و همه را در خود گرفت به نحوی كه همه از خود بیخود شده و شروع كرده بودند به گریه و زاری و عجیب این جا كه بعضی از آن افرادی كه ما باور نمی‌كردیم اینها مشمول رحمت خدا بشوند و مشمول اینها بشوند حال آنها از همه بدتر بود می‌گفت خودم شاهد بودم می‌دیدم همه اینها سرشان را همین طور هی با سر از عقب می‌زدند به دیوار كعبه و حالیشان نبود، گفتیم خدایا چكار داری می‌كنی، نگاه كن این را، نگاه كن، این را نگاه كن اا اینها را چه وضعی است؟ چه داستانی است؟ چه حكایتی است كه ما داریم می‌بینیم؟

  • خب ببینید رحمت خدا به این نحو است. درست، این یك قضیه، یك شخص دیگری به خود من می‌گفت این دیگر مربوط به خود بنده است، می‌گفت یك نفر برایش تعریف كرده بود كه در یكی از همین سفرهایی كه مشرف شده بود به حج خنده‌ام می‌گیرد واقعا از چه مسائلی چه چیزهایی همین قضیه تكرار شده بود نمی‌دانم روز هشتم است یا روز نهم است كه این مراسمی هست و كعبه را تنظیف می‌كنند با گلاب و اینها و خلاصه ظاهرا روز هشتم باید باشد یا هفتم یا هشتم می‌گفت رفته بودیم در آن جا و بعضی‌ها آمده بودند خب لباس لباس احرام نبود لباس عادی بود بعضی از معممین با عمامه آمده بودند!! و در آن جا آنها را راه داده بودند، می‌گفت وقتی كه ما در آن جا مشغول عبادت و اینها شدیم، خب فرصتی هم نبود، نیم ساعت یك ساعت حالا من نمی‌دانم چقدر فرصت بود، می‌گفت یك مرتبه من دیدم این آقای معمم یك نفر را صدا زد و گفت بیا این جا، یادت باشد وقتی كه رفتیم تهران بیا دفترم راجع به فلان موضوع كه فراموش كرده بودیم فلان معامله با هم صحبت كنیم!! خب حالا آدم چه می‌فهمد؟ این دو تا را بگذارد در كنار هم چه نتیجه‌ای عائد او می‌شود؟ خیلی چیزها گیر آدم می‌آید، خیلی چیزها می‌آید مكان واحد، بیت اللَه الحرام كعبه مكرمه، آقا آن جا یاد معامله و دفترش می‌افتد!! این چه حكایتی است؟ این چه قضیه ای است؟ چه مسئله ای است؟ هان! آن یكی را آدم نگاه می‌كند می‌بیند چه برنامه ای بوده، سرشان را به دیوار می‌زندند و های های گریه می‌كردند و اصلا نمی‌فهمیدند مردم دارند به آنها نگاه می‌كنند اصلا حالیشان نبوده قضیه چیست؟ اگر یك روز پرده برافتد و حقایق آشكار شود آن گاه ما می‌بینیم كه بسیاری از آن چه را كه در جهتی ما دارای قضاوتهای مختلف بودیم آنها در جای خود نبوده و مسئله چیز دیگری بوده.