دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
25العظیم قسم به خود امام سجّاد بگویم؛ به جدم! خودش است دیگر، امام سجاد جدّ ما است، به جدّم قسم، به همین امام سجاد كه حضرت یك نمازی را كه میخواند، آن نماز را از خودش نمیدید، آن نماز را از او میدید، نماز را از بالا میدید، قرآن را كه میخواند از بالا میدید، كار خیری را كه به آن توفیق پیدا میكرد از بالا میدید، همه را از بالا میدید، خودش را نمیدید، وقتی خودش را نمیدید، آن وقت چكار میكرد؟ دیگر دعوا نداریم! ما كسی نیستیم! وقتی این حرفها شروع میشود كه من یكی، تو هم یكی، من این كار را كردم تو این كار را كردی! خیلی خب، حالا وقتی كه من اصلًا خودم را صفر دیدم و هیچ اثری را مترتّب ندیدم بر كار خودم و هر چه را از من خوبی تراوش كرد همه را از فیض او دیدیم، خب این را دیگر كدام كفّه ترازو بگذارم؟! این طرف بگذاریم یا این طرف؟ هیچ كدام مال من نبوده، مال من نبوده، الآن من خودم گاهی اوقات میشود بعضی از همین نوشتجات خودم را من میآیم میخوانم، گاهی اوقات وقتی كه میخوانم میگویم: این املای من است؟ این انشای من است؟ این به من نمیآید! من همچنین چیزی مینویسم؟! من اصلًا تعجب میكنم! گاهی ...
خدا رحمت كند مرحوم علامه امینی، مرحوم آقا میفرمودند: من وقتی، گاهی اتفّاقی میافتد، من یاد او میافتم، گاهی مرحوم علامه امینی كتاب الغدیر نوشت، این حرفها در بعضی از موارد عبارات سنگینی ایشان دارد كه به اصطلاح خیلی عبارت، عبارت سنگین و لغات غیر متعارف به كار برده شده، خود علّامه امینی برای مرحوم پدر ما نقل میكرد، میفرمود: در بعضی از اوقات برای من یك حالی پیش میآید شروع میكنم به نوشتن، بعد فردایش كه نگاه میكنم خودم اصلًا معنای لغت را نمیفهمم كه این چیست؟! رجوع میكنم المنجد! رجوع میكنم المنجد ببینم این لغتی كه من دیروز نوشتم، معنایش چیست؟ بعد میبینم ا عجب معنای قشنگی است! چه معنایی! بارها و بارها ایشان میگفت این قضیه برای من اتفّاق میافتاد! مرحوم آقا از قول او نقل میكردند، درست شد؟!!

