
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ بیاناتی پیرامون خصوصیات ماه مبارک رمضان و کیفیت تغذیه مشهد مقدس
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
توضیحات:
فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ بیاناتی پیرامون خصوصیات ماه مبارک رمضان و کیفیت تغذیه مشهد مقدس
دیدگاه اهل معرفت نسبت به مساله تغذیه وکیفیت بهرهمندی از نعمات الهی
17من تا آن جایی كه مطالعاتم اجازه میدهد ندیدم كسی این مسئله را حل كند. همه به عنوان حل كردنش توجیه كردند كه این را برای مردم گفتهاند، بابا امام سجاد دارد اینها را میگوید و گریه میكند! خب گریه آن دیگر چیست؟ خب نمیتوانیم این حرف را بزنیم كه حضرت اینها را دارد در مقام عرضه به پروردگار میگوید؟! تنها هر شب این را میگفت یعنی چه؟! یعنی حضرت دویست سیصد نفر را جمع میكرد برای آنها دعای ابوحمزه بخواند؟ نه، حضرت میرفت در اتاق، اتاق تاریك، اتاق تنها، شبها این دعا را میخواند! هر شب هم این را میخواند، انا الذی عصیت جبار السّماء خب كی حضرت سجاد عصیان كرده؟! انا الذی اعطیت علی معاصی الجلیل الرشا من آن كسی هستم كه بر جبّار آسمانها عصیان كردم، من آن كسی هستم كه بر معاصی جلیله، معاصی بزرگ رشوه دادم، تا كارم جلو بیافتد! رفت به جای این كه جنس از گمرك رد بشود، به آن مالیات نخورد، رشوه دادم، آن را وارد كردم. یا این كه قاچاق وارد كردم، چی چی آزاد دادم! از این چیزها و چرت و پرتها. این كاری را كه من دارم الآن میكنم، چطور ما میتوانیم تصوّر كنیم كه عملی را كه یك فرد بی انضباط و بینزاكت و بیفرهنگ و لات اجتماع انجام میدهد امام سجّاد علیهالسّلام میگوید من این هستم چطور میشود تصّور كرد؟ گفتن این دعا برای مردم، گفتن كه درد را دوا نمیكند! بابا دعایی است كه حضرت دارد این دعا را در پیشگاه خدا میخواند! هر شب هم دارد میخواند! تنها هم دارد میخواند! كسی نمیشنود، بعد هم گریه میكند، این چه حالی است؟! این همین است كه امام دارد میگوید كه خدایا این امامت را تو به من دادی، این عصمت را تو به من دادی، این عصمت را تو از من بگیری، من همین هستم كه جبارالسّماء را عصیان میكنم! من همین هستم. حضرت سجاد میگوید: من با آن عمر سعد فرقی ندارم، هیچ تفاوتی ندارم، تو برداشتی من را امام كردی، او را نكردی! من نباید این اطاعتی كه الآن انجام میدهم از خود ببینم. به واللَهالعظیم قسم به خود امام سجّاد بگویم؛ به جدم! خودش است دیگر، امام سجاد جدّ ما است، به جدّم قسم، به همین امام سجاد كه حضرت یك نمازی را كه میخواند، آن نماز را از خودش نمیدید، آن نماز را از او میدید، نماز را از بالا میدید، قرآن را كه میخواند از بالا میدید، كار خیری را كه به آن توفیق پیدا میكرد از بالا میدید، همه را از بالا میدید، خودش را نمیدید، وقتی خودش را نمیدید، آن وقت چكار میكرد؟ دیگر دعوا نداریم! ما كسی نیستیم! وقتی این حرفها شروع میشود كه من یكی، تو هم یكی، من این كار را كردم تو این كار را كردی! خیلی خب، حالا وقتی كه من اصلًا خودم را صفر دیدم و هیچ اثری را مترتّب ندیدم بر كار خودم و هر چه را از من خوبی تراوش كرد همه را از فیض او دیدیم، خب این را دیگر كدام كفّه ترازو بگذارم؟! این طرف بگذاریم یا این طرف؟ هیچ كدام مال من نبوده، مال من نبوده، الآن من خودم گاهی اوقات میشود بعضی از همین نوشتجات خودم را من میآیم میخوانم، گاهی اوقات وقتی كه میخوانم میگویم: این املای من است؟ این انشای من است؟ این به من نمیآید! من همچنین چیزی مینویسم؟! من اصلًا تعجب میكنم! گاهی ...
